X
تبلیغات
تاریخ ما - هنر دوره قاجاریه
گذشته چراغ راه آینده

معماري قاجار


معماري ايران از اواخر دوره قاجار دچار هرج و مرج وآشفتگي شد در اين دوران ما شاهد احداث همزمان ساختمانهايي هستيم که هر کدام بيانگر يکي از مکاتب فکري دوره هايي مشخص از تاريخ ايران هستند.

اين گرايشهاي متفاوت و بعضا متضاد در معماري اين دوره ناشي از اختلاف در گرايشهاي سياسي و ايدوئولوژيک اين عصر از تاريخ ايران است که ريشه در جريانهاي عقيدتي - سياسي اواخر دوره قاجار و اوايل دوران پهلوي دارد . جريانهاي مذکور را مي توان به سه دسته تقسيم کرد :
گروه اول ، سنت گرايان ، که اساس تفکر سياسي و بينش ديني آنها هماهنگي دين با سياست و احياء و توسعه سنتهاي هزار ساله جامعه ايراني بود . پرچمداران اين نهضت در آن برهه از زمان شيخ فضل الله نوري بود و بعد از ايشان سيد حين مدرس ادامه دهنده راه وي گشت .
گروه دوم ، غرب گرايان ، که اساس ذهنيت آنها ، به گفته تقي زاده ، بر تقليد از فرق سر تا انگشت پا از غرب در همه شئون اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي بود . هسته اصلي اين گروه را تحصيل کردگان ايراني تشکيل مي دادند که تازه از اروپا به ايران برگشته بودند .
گروه سوم ، ملي گرايان ، که بنياد فکري آنها بازگشت به عظمت امپراتوري هخامنشي و ساساني بود . اين گروه فرهنگ اسلامي و فرهنگ اروپايي را غير ايراني مي دانستند و بعنوان جايگزين آنها بازگشت به فرهنگ آريايي دوهزار و پانصد ساله با دين و مذهب  بود.
از اواخر دوره صفويه تا اواسط سلطنت ناصرالدين شاه به علت آشفتگيهاي موجود و جنگ هاي پي در پي و عدم ثبات و فقدان امنيت ، هنرهاي معماري و تزئينات ساختماني ايران که در دوران صفويه وسعت و تنوع زياد پيدا کرده بود طي اين دوره نابساماني ملي به انحطاط گرائيد .
فقط در دوره کوتاه کريم خان زند ، ارگ کريم خان را در شيراز بر پا گرديد . در دوره قاجاريه سبک جديدي در معماري زاييده نمي شود .
در آغاز معماري قاجاريه ادامه دهنده معماري صفويه( سبك هاي آذري و اصفهاني) است به ويژه در بناهاي عام المنفعه و مذهبي كاملا مشهود است. و صرفاٌ به تقليد از تزيينات و سبک معماري پيشين بسنده کرده اند.

در دوره ناصرالدين شاه هنر صنايع ظريف مانند گچبري ، آئينه کاري ، کاشيکاري رونق يافت و در اثر ارتباط بيشتر ايران با اروپا معماري اروپا در هنر معماري ايران نفوذ مي کند و معماران ما از اروپا تقليد مي کنند . ايجاد سرسراي ورودي با پلکانهايي که در وسط سرسرا شروع مي شود و از پاگرد به دو شاخه در جهت مقابل يکديگر بالا ادامه مي يابد تاثير معماري کشورروسيه است که اين نوع معماري از قبيل کاشيکاري و آئينه کاري و گچبري و ازاره بندي توام مي گردد . و گوشه اي از معماري قاجار را شکل مي دهد .در واقع شهرت معماري قاجاريه پيش از همه به دروازه ها و سردرهاي ورودي عظيمي مربوط مي شود که مزين به کاشيکاري و گچبري است و معمولاٌ اين سردرها متشکل از يک هلال نيم دايره اي مرکزي است با دو ستون تو کار جانبي يا مناره هاي متصل به بدنه که غالباٌ با کاشي هايي که به حد افراط منقوش شده اند، پوشيده مي شوند. در مجموع رنگها و طرح هاي کاشي هاي قاجاريه پست تر از دوره هاي پيشين هستند.

ايجاد زير زمين ها با طراحهاي زيبا و پوشش هاي ضربي ، آجري ، تهيه حوضخانه، متداول گشتن بادگيرهاي زمان قاجار در تهران ، يزد ، ابرقو ، کاشان ، سمنان مشاهده مي شود که چطور در دوره قاجار ساختن بادگير از صفويه اقتباس شده و تکامل پيدا کرده است .
در معماري کاخ سازي ، ساختن بادگير مزين به کاشيکاري وطلا در عمارات  و آئينه کاري يک رکن از معماري اصيل ايراني بوده.

بناهاي مسکوني دوره قاجاريه ، شامل اطاق مرکزي ، ايوان ، با ستون در جلوي ورودي و بعضا در قسمت ورودي خانه و اطاقهاي کوچکتر واقع در اطراف اطاق مرکزي بصورت هاي ساده يا مفصل بنا به صنعت يا قوت مالي احداث شده متاسفانه به جهت استفاده از مصالح نامطلوب مانند چوب و خشت خام بناهاي زيادي از دوره قاجاريه بجا نمانده است . زيرا فاقد استحکام بوده اند .
مانند بناهاي آقاي بروجردي در کاشان ، خانه آجري آقاي شيباني در طبس دوره قاجاريه . در معماري مذهبي قاجاريه مانند ساختن مسجد ، مدارس ديني ، تکيه و حسينيه ها شيوه معماري همان است که در ادوار پيش بوده است ، مسجد شاه تهران قزوين ، سمنان ، مسجد سيد در زنجان و مدرسه سلطاني در کاشان گواه اين ادعاست ( رنگ زرد در کاشيکاري ،طرح گلپونه ) در جداره ها و نماها .
علاوه بر معماري مذهبي که پيروي از صفويه بوده است معماري کاخ سازي و ساختمان مسکوني آميزه اي از عوامل معماري ايراني و اروپايي را در هم آميخته است.

از دوره قاجار تيمچه هاي وسيع با پوشش ضربي مانند تيمچه حاجب الدوله صدراعظم، امين اقدس ،علاءالدوله در تهران موجود است. اما مشهور ترين و زيباترين آنها تيمچه امين الدوله در کاشان است در زمان شاه عباس اول در محل کاخ گلستان فعلي عمارتي چهارباغ و چنار احداث شده بود .
در زمان ناصرالدين شاه 1268 قسمت شرق باغ توسعه يافت و کاخهاي ديگري در اطراف آن که باغ گلستان ناميده شده است.  به طور کلي معماري قاجاريه شامل موارد زير است:
 درون گرا، تزئينات داخل،معماري کارت پستالي، ايجاد سرستونها و ستونها بر سر در ورودي ها و ايوانهاي بلند، ايجاد پلکان در محور اصلي رعايت سلسله مراتب
پنجره هاي ارسي( سه دري ، پنج دري ، هفت دري)،سقف شيب دار شيرواني و خيمه اي ،شيشه هاي رنگي، آئينه کاري ،گچ بري،نقاشيهاي لندن کاري ،اشاره به شهرسازي.

از ديگر بناهاي اين دوه مي توان به قصر عشرت آباد ، باغ شاه ، برج نوشين، قصر قاجار، قصر لاله زار، مسجد سلطاني سمنان، مدرسه و مسجد سپهسالار، مدرسه آقا، مدرسه و مسجد شيخ عبدالحسين، کاخ سليمانيه کرج، مسجد حاجي علي آقا (چهلستون)، مسجد جامع-دارالاحسان(سنندج) ، بازار مروي-مدرسه خان مروي، مسجد سيدعزيزاله-بازار چهارسوق، مسجد نصيرالملک، مدرسه ابراهيم خان، مدرسه سلطاني کاشان، مسجد سيد، دروازه ارک سمنان، مسجد سلطاني بروجرد،مسجد و مدرسه سيد نصرالدين ، ساختمان نظاميه، را نام برد.



بنا هاي دوره قاجار


کاخ گلستان


مجموعه كاخ گلستان، يادگاري به جاي مانده از ارگ تاريخي تهران است، كه روزگاري همانند نگيني در ميان اين ارگ، ميدرخشيد. بنياد ارگ تاريخي تهران به دوره صفويه و زمان شاه طهماسب اول بازميگردد. اين ارگ در دوره كريم خان زند بازسازي شده و در دوره قاجار به محل دربار و سكونت سلاطين قاجار اختصاص يافته است؛ گفتني است كه ناصرالدين  شاه در دوران حيات خود تغييرات بسياري را در مجموعه گلستان ايجاد كرده است. در بيش از يك سوم فضاي ارگ، دارالحكومه و محل سكونت شاه قرار داشت. اين منزلگاه همانند  خانه هاي سنتي ايران داراي دو بخش بيروني و اندروني بود. بخش بيروني شامل دو قسمت يعني حياط دارالحكومه يا ديوانخانه وديگري باغ مربع شكلي به نام باغ گلستان بود كه ايندو حياط را بناهايي از يكديگر جدا ميساخت. در شرق دارالحكومه و شمال باغ گلستان فضاي اندروني قرارداشت كه حياطي بزرگ بود و محل اقامت زنان شاه و عمارت خوابگاه شاهي در ميانه آنها ساخته شده بود و در واقع حرمسرا را تشكيل ميداد.

اين مجموعه دردوره پهلوي تخريب و بجاي آن ساختمان فعلي وزارت امور اقتصادي ودارائي ساخته شد. حياط تخت مرمر يا دارالحكومه مقر بر تخت نشستن شاه و برگزاري بارعام و محل حكومت بود. در حاليكه فضاي باغ گلستان اندرون شاهي بود و به ملاقاتهاي خصوصي، مراسم و بزمهاي شبانه دربار اختصاص داشت.حيات باغ كاخ گلستان، داراي قديمي‏ترين درختان بر جاي مانده از دوران قاجار بوده، همچنين دور تالار در حيات اين باغ به طرز زيبا و چشم نوازي كاشي كاري انجام شده است.


تالار سلام


تالار تاجگذاري، يا سلام تالاري است كه مراسم مختلف به ويژه تاج گذاري شاهان قاجار را از آقا محمدخان تا محمدرضا پهلوي در اين تالار برگزار شده است.

در اين تالار يك هزار متر مربعي، يكي از بهترين و زيبا‏ترين لوسترهاي ساخته شده هنرمندان ونيزي قرار دارد.

كف پوش اين تالار پوشيده شده از كاشي‏هاي هفت رنگ قاجاري است. حواشي ديوارهاي اين تالار كه در زمان قاجار به وسيله كاشي‏هاي هفت رنگ قاجاري مفروش شده بود، در زمان پهلوي به وسيله آينه‏هاي پهن تكه تكه پوشيده شده كه از آن زمان جلوه زيباي كاشي‏ها در زير آيينه‏ها پنهان مانده است. در اين تالار نفيس ترين اشياء و آثار هنري اهدايي، بويژه جواهرات سلطنتي نگهداري ميشد.
يكي از اشياء اهدايي موجود در اين تالار، ساعت اهدايي ملكه ويكتوريا به ناصرالدين شاه در تاريخ 1304 ( خ1883) است كه سازندگان اين ساعت طاووس فلزي طلايي رنگ تزئين شده با چندين سنگ تزييني در آن به كار برده‏اند. در طبقه زيرين تالار سلام حوض خانه اي قرار دارد. امروزه حوض خانه وسيع زيرين به دو بخش تقسيم گرديده است : بخش شرقي با نام تالار مخصوص به نمايش هنرهاي ظريفه ايران در دوره قاجار، و بخش غربي آن با نام نگارخانه براي ارائه آثار نقاشي هنرمندان ايران دردوره قاجار اختصاص يافته است.


موزه مخصوص


در ضلع شمال باغ گلستان از خلوت كريمخاني كه بگذريم به تالار موزه مخصوص يا عمارت موزه اصلي مي رسيم.  اين نخستين موزه سلطنتي و دولتي در ايران است كه پس از اولين سفر ناصرالدين شاه به اروپا در سال 1290 هـ.ق و ديدن موزه ها و گالريهاي بزرگ كشورهاي غربي وي تصميم گرفت كه موزه اي شبيه به موزه هاي اروپا در ارگ ايجاد نمايد. بدين منظور عمارت خروجي را تخريب و در عوض در سمت شمالغربي ودر جوار تالار عاج، بناهاي كاخ گلستان جديد، يعني سرسرا و تالار آئينه گلستان و اتاق موزه بنيان نهاده شد.

اين تالار از همان آغاز به منظور تاسيس و تشكيل موزه بنا گرديد ونيز برگزاري سلامهاي خاص و رسمي در آن بتدريج نام تالار سلام را بخود گرفت. ساخت اتاق موزه در سال 1291 هـ.ق آغاز و در سال 1294 هـ.ق پايان يافت. ولي به دليل تزيينات زياد و چيدن اشياء كه با نظارت مستقيم شاه صورت ميگرفت بهره برداري از آن تا سال 1299 هـ.ق به طول انجاميد. از اشياء ويژهاي كه در موزه مخصوص نگاهداري ميشود‚ ميتوان از زره شاه اسماعيل صفوي‚ تير و كمان نادر شاه افشار‚ ساعد بند و مهر فتحعليشاه‚ تاج آقا محمد خان‚ دسته مهرهاي سلاطين قاجار‚ گوي غلطان عاج‚ تخم شترمرغ و غيره نام برد0


نگارخانه


مکان فعلي گنجينه نقاشيها يا پرده هاي ايراني در ضلع شمالغربي باغ گلستان که امروزه بعنوان نگارخانه و طبقه فوقاني آن که به نام تالار موزه، سلام يا تاجگذاري باز شناخته مي شود. در حقيقت ساخته و پرداخته و منتج از سفر اول فرنگستان ناصرالدين شاه قاجار (چهارمين از سلسله قاجار) در سال 1290ه.ق و بازديد وي از موزه هاي آن کشورها و عزم ناصرالدين شاه قاجار در جهت ايجاد موزهاي جامع تر مي باشد که به واقعيت مي پيوندد و دومين مکان از حيث اطلاق نام موزه بعد از موزه سلطنتي که در داخل يکي از تالارهاي وسيع عمارت خروجي گلستان که بناي آن بين شمس العماره و گوشه شمال شرقي باغ قرار داشت و اولين از حيث جامعيت با تأسيس بناي اطاق موزه و سرسرا و حوضخانه و ملحقات ديگر آن، در جهت ايجاد موزهاي جامع تر به انجام مي رسد.
طرح و معماري تالار موزه (سلام يا تاجگذاري)، تالار آينه و سرسرا و حوضخانه هاي مربوط به آنها يعني نگارخانه فعلي و موزه مخصوص بوسيله حاجي ابوالحسن معمار نوائي ملقب به معمار باشي يا صنيع الملک و مباشرت بنائي آن باميرزا يحيي خان معتمد الملک وزير بنائي بوده است، يحيي خان برادر ميرزاحسين خان سپه سالار (صدر اعظم ناصرالدين شاه و باني مسجد سپه سالار) و چهارمين شوهر عزة الدوله خواهر ناصرالين شاه قاجاربود، گوياعمليات معماري اين ابنيه در سال 1293ه.ق به اتمام مي رسد و قبل از احداث، گويا در اين مکان يعني ضلع شمالي کاخ گلستان بنائي بنام تالار الماسيه و قبل از آن نيز محل ديواري بوده که عمارت آصف الدوله را از باغ گلستان جدا مي ساخته است، در ضمن قابل ذکر است که به سبب تاجگذاري پهلوي دوم در سال 1346ه.ش تغييرات و تعميراتي در سقف نگارخانه به جهت استحکام بخشي بعمل آمد.


تالار آيينه


تالار آئينه در غرب تالار سلام و چسبيده به آن ودر بالاي سر در و ايوان سنگي جلو سرسراي کاخ قرار دارد و يکي از تالارهاي مشهور کاخ گلستان است. پيش از ساخت اين تالار در محل آن کلاه فرنگي چهل ستون چوبي قرار داشت که در سال 1269 قمري ضمن تغييراتي که محمد تقي خان معمار باشي به اهتمام حاج علي خان حاجب الدوله در عمارات سلطنتي مي دادند. ساخته شده بود و پيش از آن تالار يا عمارتي به نام الماسيه در آن مکان وجود داشت. از اين تالار  سه دهنه ارسي قوسي بزرگ از سمت جنوب رو به باغ و حوض بزرگ جنوبي ساختمان باز مي شود و با دو در و يک پنجره بزرگ هلالي به سرسراي ورودي کاخ مربوط مي شود. تالار آئينه همزمان با تالار سلام در حدود سال 1291 قمري ساخته شد و در مجموع جزو بناي موزه جديد که در تالار سلام بر پا شده بود محسوب مي شد.
 در آغاز انتقال اشياءو آثار موزه قديم به موزه جديد، اين تالار به نگاهداري از تخت طاووس و تاج کياني اختصاص داشت.در وسط ديوار شمالي تالار آيينه، آيينه يزرگي به ديوار نصب گرديده،که هنگام شب روشنايي چهلچراغ ها که از سقف تالار آويخته شده است شکوه خاصي به تالار مي دهد. تالار آيينه با آنکه چندان بزرگ نيست ولي به علت معروفيت و زيبائي آيينه کاريهاي سقف و ديوارهايش شهرت فراوان يافته است.

طرح و معماري تالار سلام و آيينه و سرسراها و حوض خانه هاي مربوط به آن با ميرزا يحيي خان معتمد الملک وزير بنايي بوده است. ساختمان تالار با آنکه در حدود سال 1294قمري پايان يافته بود. ولي تزئينات و آيينه کاري ها و گچ بري هاي آن تا سال 1299قمري ادامه يافت و اين موضوع از رقم و ماده تاريخ قصيده اي که در زير مقرنس و آيينه کاري تالار به قلم نستعليق درشت به خط ميرزا ابوالفضل ساوجي نوشته شده است معلوم مي شود. ماده تاريخ ساختمان در اين بيت آمده است: خامه رضوان کرد از شاخه طوبي و نوشت   در ديهيم شهان بينم در موزه شاه  (1299).
شهرت عمده تالار آيينه بيشتر به واسطه تابلو رنگ روغني معروفي است که مرحوم ميرزا محمدخان کمال الملک غفاري به سال 1309از آن تهيه کرده و اينک در تالار سلام نگاهداري مي شود.


عمارت برليان


در سمت شرقي تالار عاج، چند تالار و اتاق زيبا ومجلل وجوددارد كه سطح  كف آنها نسبت به كف تالار عاج وتالارهاي ديگر پايين تر است. در زمان ناصرالدين شاه بعلت کهنگي وفرسودگي بناهاي قديمي ارگ، اغلب آنها را ويران ميكردند و به جايشان ساختمانهاي جديدي مي ساختند. در اين زمان عمارت بلور که از بناهاي دوران فتحعليشاه شمرده مي شد را خراب كردند و در جايش عمارت امروزي و تالار تشريفات را بنا نمودند. چون بسال 1318 ه.ق در زمان سلطنت مظفرالدين شاه در بنياد ساختمان تالار شکستي افتاده بود، در ساختمان آن تعميرات فراواني صورت گرفت و بر تزئينات و شکوهش افزودند که اين موضوع از مضمون اشعار کتيبه سنگي بيضي شکلي که در جبهه نماي تالار حک و نصب گرديده است بدست مي آيد.

بر روي كليه قسمت‏هاي ديوار و سقف اين تالار به سبك بسيار زيبا و ظريفي هنر آينه‏كاري انجام شده؛ اما بر عكس روش متداول آن دوره گچ كاري بر روي آيينه انجام شده كه در نوع خود شاهكاري بي‏نظير تعريف شده است.

اين تالار محل حضور سفرا و ارايه استوار نامه به شاه بوده و اموال اهدايي مختلفي از سوي كشورهاي بزرگ دنيا در اين تالار قرار دارد.

در تالار برليان، ميز چهار گوشي كه بر روي آن هنر پاپي ماش( نقاشي بر روي كاغذ فشرده) انجام شده و هديه ناپلئون به فتحعلي شاه است، از جمله اشياء زيبايي است كه در اين تالار نظر بيننده را به خود جلب مي‏كند. يك نقاشي رنگ روغن زيبا از آثار يحيي خان صنيع الملك غفاري،به سال 1305 ه.ق تزيينات اين اطاق را قبل از بازسازي نشان مي دهد.


تالار عاج


بعد از تالار آئينه و در سمت غرب تالار برليان، تالار عاج که امروزه به نام سفره خانه معروف است، قراردارد. تاريخ احداث اين تالار و حوضخانه زير آن معلوم نيست، ولي محققا قبل از تالار سلام و تالار آئينه ساخته شده و از بناهاي دوره ناصري است كه البته بعدها درزمان خود وي در نماي آن تغييراتي دادند كه به صورت امروزي درآمده است. در اين تالار در زمان ناصرالدين شاه، هداياي پادشاهان دول خارجي نگهداري ميشد و در زمان پهلوي محل پذيرايي وبرپايي مهمانيهاي رسمي دربار بود. از اين رو درآرايش دروني آن تغييرات عمده اي داده شده است.سمت شمال اين عمارت،عمارت نارنجستان است که معماري آن مخلوطي از معماري غربي و شرقي است.


حوض خانه


پس از سفر فرنگستان بين سالهاي 1293تا1298 ه.ق (1254تا 1259 ش) بدستور ناصرالدين شاه قسمتهاي شمالي کاخ گلستان شامل تالار موزه (تالار سلام يا تاجگذاري) تالار برليان و تالار عاج (سفره خانه) بازيرزمين آن که حوضخانه ناميده شد و ديگر ماحقات در دو طبقه تکميل و احداث گرديد.
در ضلع شمالغربي حوضخانه آب نمايي قرار داشت که از قنات همرگرد سرچشمه مي گرفت و يک شاخه آن به حوض محوطه و شاخه ديگر آن به حوض بزرگ وسط سالن منتهي مي گرديد. حوض در زمان پهلوي اول تخريب و آنجا را بعنوان يکي از سالنهاي موزه اختصاص دادند و مسي آب نما به لوله قطوري هدايت گرديد.اين مکان که محل استراحت درباريان بود، در زمان پهلوي دوم جهت مراسم جشن و سرور و اعياد مذهبي مورد بهره برداري قرار گرفت.معماري داخلي حوضخانه که مربوط به قاجاريه مي باشد، تلفيقي از هنر اروپائي و ايراني مي باشد.


تالار ظروف


بناي اين ساختمان كه بر روي بقاياي عمارات قاجار و در شمال ساختمان سفرهخانه ايجاد شده که در سال 1344 شمسي به پايان رسيد است. وبرخي از هدايايي كه سلاطين اروپايي به شاهان قاجار اهدا كرده بودند‚ از عمارت موزه(تالار سلام) به اين عمارت انتقال داده شد‚ ودر داخل ويترين هايي كه به اين منظور ساخته شده بود قرار گرفت.

برخي از تابلوهاي روي ديوار اين تالار از سنگ ساخته شده كه ساخته دست هنرمندان ايتاليايي قرن 13 اهدايي به پادشاهان قاجار است براي نمونه در يكي از تابلوهاي اين تالار سفر ناصرالدين شاه به سن پطرزبورگ به تصوير كشيده شده كه در اين تابلو ناصرالدين شاه به همراه پادشاه روسيه سوار بر كالسكه‏اي از يكي از ميادين سن پطرزبورگ عبور مي‏كند. سنگ‏هاي كار شده در اين تابلوهاي مشابه به قدري ظريف و با دقت تعبيه شده كه از فاصله دور يك تابلوي رنگ و روغني به نظر مي‏رسند.
با نگاهي گذرا به يكي از ويترين‏هاي اين تالار به ظروف مالاشيد و مالهير اهدايي دولت روسيه( الكساندر سوم) بر مي‏خوريم كه در اوايل قرن سيزدهم ساخته شده‏اند.

در يكي ديگر از ويترين‏هاي اين تالار، ظروفي با رنگ‏هاي مينايي از شيشيه سه پوسته بوهم با تركيبي از فلز, شيشه, سنگ, ساخت دست هنرمندان چكسلواكي متعلق به قرن سيزدهم خودنمايي مي‏كنند.
گفتني است، ويترين ظروف منقش به كليه جنگ‏هاي ناپلئون بناپارت، يكي ديگر از ويترين‏هاي موجود در اين تالار است. در اين ويترين تمامي جنگ‏هاي زمان ناپلئون به دستور وي در اين ظروف چيني به تصوير كشيده و به فتحعلي شاه قاجار اهدا شده است.

در اين ويترين، ظرفي كه بسيار زيبا جلوه مي‏كند، ظرفي است كه تصوير دو اسب سفيد و قهوه‏اي اهدايي فتحعلي شاه كه ناپلئون بر روي آنها سوار شده، نقاشي شده است. اين تصوير به تاكيد مخصوص ناپلئون نقاشي شده تا احترام خود را به وي نشان داده باشد. از جمله جالبترين هداياي ديگر ميتوان سرويس جواهر نشان اهدايي ملكه ويكتوريا و هداياي نيکلاي اول ،سرويس چيني اهدايي ويلهلم به وليعهد دولت ايران را .نام برد.


خلوت كريمخاني


در گوشه شمال غربي محوطه گلستان، ديوار به ديوار تالار سلام، بنايي سر پوشيده و ستوندار بصورت ايوان سه دهنه اي وجود دارد كه در مركز آن حوض جوشي ساخته شده و بيشتر آب اين قنات شاه از ميانه حوض ميجوشيده است. اين قسمت از كاخ گلستان كه جلو خان يا خلوت كريمخاني ناميده ميشود چنانچه از نامش پيداست  از بناهاي دوره كريمخان زند است و قسمتي از خلوت خانه وي به شمار مي آمده است. اين بنا ظاهرا در سال1173 هـ.ق احداث گرديده و در زمان ناصرالدين شاه، كه بناي جديد تالار سلام ساخته ميشده است، قسمت اعظم آن تخريب گرديده و امروزه تنها بخشي از آن باقي مانده است. قبلآ ميانه اين بنا حوضي كوچك وجود داشته كه اب قنات شاهي از آب نماي اين حوض بيرون ميآمده ودر باغ جاري ميشده.اين بنا خلوت کريمخاني نام دارد و در گذشته بخشي از اندرون خانه وي به شمار ميرفته است.در اين محل نيز يك تخت مرمرين قرار دارد كه بسيار كوچكتر سادهتر از تخت مرمر اصلي است.معروف است كه ناصرالدين شاه اين گوشه كاخ گلستان را بسيار دوست داشته و اغلب در اين محل خلوت مي کرده و قليان ميكشيده.ضمن انكه سنگ قبر ناصرالدين شاه بعد از جابه جايي هاي فراوان سر انجام در همين محل نگاهداري ميشود.


شمس العماره


اين بنا شاخص ترين بناي كاخ گلستان و ممتازترين ساختمان ضلع شرقي مجموعه است. ارتفاع اين بنا بدون حساب كلاه فرنگي 25 متر و با كلاه فرنگي 30 متر است. گويا ناصرالدين شاه قبل از سفر به اروپا و بر اثر ديدن تصاوير بناهاي فرنگستان، تمايل پيدا ميكند بنايي مرتفع، نظير آنها در پايتخت خود ايجاد نمايد تا از بالاي آن بتواند  به همراه درباريان منظره شهر و دورنماي اطراف را تماشا كند. ساخت عمارت در سال 1282 هـ.ق  آغاز ميگردد و پس از دو سال پايان ميپذيرد و آن را  شمس العماره مينامند و تاريخ بنايش را به حساب جمل كاخ شاهنشاه مي يابند.

طرح ونقشه آن ظاهرا از معيرالممالك ومعمار آن استاد علي محمد كاشي بوده است. در ساختن شمس العماره  مصالحي که از آن استفاده شده عبارتند از آجر، خشت، كاه گل، ساروج و... است. از ديگر مصالح استفاده شده چوب است كه حتي براي اتصال ديوارها نيز از چوب استفاده مي كردند. روي پوشش هايشان از ورق استفاده مي كردند كه به صورت مس بوده و آن را به وسيله كوبيدن به دست مي آوردند. در شمس العماره تماما در نماي بيروني از آجر استفاده شده است. اين بنا دو تا گوشواره دارد كه در دو طرف بنا قرار دارد و تالار و فضاي اصلي وسط اين گوشواره هاي قرار گرفته است. از آن جايي كه عمارت شمس العماره جهت دار است، گوشواره هاي شمالي و جنوبي دارد، و از يكي از گوشواره ها مسيري دارد كه مي توانيد از طريق آن وارد طبقات بالاتر شويد. بنا بر رواياتي شمس العماره اولين بنايي بود كه در آن از فلز استفاده شده است. همچنين مخارج آن بالغ بر چهل هزار تومان شده است.


عمارت بادگير



اين تالار كه يكي از منحصر به فردترين شاهكارهاي معماري دوره قاجار به شمار مي‏رود، در زمان فتحعلي شاه قاجار ساخته شده است.

قرار داشتن 9 اورسي از بزرگترين اورسي‏هاي تاريخ معماري جهان در اين عمارت يكي از دلايل منحصر به فرد بودن اين عمارت عنوان شده است.

اورسي، در حقيقت نوعي در است كه از بالا به پايين و به صورت كشويي باز مي‏شود. نمونه مشابه از اين درها در آفريقاي شمالي نظير مراكش و الجزيره ساخته شده؛ اما بنا بر اظهارات كارشناسان اورسي‏هاي وجود در عمارت بادگير با هيچ يك از اورسي‏هاي ساخته شده در اين كشورها قابل مقايسه نيست.

همچنين، روي سقف اين تالار نقاشي‏هايي زيبايي است كه به دست هنرمندان دوران قاجار به تصوير كشيده شده است. در زير تالار وعمارت مذبور حوضخانه وسيعي وجود دارد كه در چهار گوشه آن چهار بادگير بلند پوشيده از كاشيهاي معرق، آبي، زرد و سياه با قبه هاي زرين ساخته شده است و هواي حوضخانه و تالار و اتاقها بوسيله آنها به خوبي خنك ميشود.اين عمارت كه به منظور امور تشريفات شاهان قاجار استفاده مي‏شد، تنها تالار ساختمان سعدآباد است كه مراسم تاجگذاري در آن صورت گرفته است.

گفتني است، مظفرالدين شاه قاجار، تنها شاهي است كه پس از 50 سال دوران طولاني وليعهدي، مراسم تاجگذاري خود را در اين تالار انجام داد، در حالي كه تنها 2 سال بر تخت سلطنت جلوس كرد؛ اما در همين مدت كوتاه فرمان معروف مشروطيت را امضا كرد.در زمان ناصرالدين شاه تصرفات عمده ئي در آن انجام گرفت و به شكل امروزي درآمد.


عكس خانه


در اين بنا كه دقيقا در قسمت زيرين عمارت بادگير قرار دارد، عمدتا در ايام تابستان شاهان قاجار مورد استفاده قرار گرفته، هم اكنون دوربين‏ها و كپي عكس‏هاي عكاسان دوران قاجار را در معرض ديد تماشاگران قرار مي‏دهد.

در بدو ورود، وجود دوربين‏هاي مخصوص ناصرالدين شاه و عكاسان قجري نظر بينندگان را به خود جلب مي‏كند.

عكس‏هايي از دارالخلامه, ناصرالدين شاه در هنگام شكار, مليجك(عزيز السلطان)، ميدان ارك، باغ ميدان، توپ مرواريد و دور نماي شمس العماره و زنان حرمسراي ناصرالدين شاه، نمونه‏هايي از عكس‏هاي اين نمايشگاه هستند.


چادر خانه


چادرخانه كه داراي سردر و فضايي سرپوشيده است مابين عمارت بادگير وتالار الماس قراردارد و محل نگهداري چادرهاي سلطنتي مورد استفاده در سفرهاي پادشاهان قاجار بوده است
چادرخانه انبار چادرهاي سلطنتي در زمان قاجار بوده است‚ اكنون بين عمارت بادگير و تالار الماس قرار دارد.چادرهاي سلطنتي در اين اطاق نگاهداري مي شوند. ايل قاجار به زندگي در خارج از ساختمان و در زير چادر علاقه فراوان داشتند. در دوره سلطنت قاجار نيز مرتبآ سفرهاي خارج از كاخ ساطنتي همراه با عده زيادي از خدمه صورت ميگرفته است و به اين دليل چادرهاي زيادي مورد لزوم بوده است.


تالار الماس


تالار الماس از جمله بناهاي قديمي کاخ گلستان است که بنياد و اساس آن را به فتحعليشاه قاجار نسبت ميدهند.اين بنا که ويژگيهاي معماري و  تزئيناتش متعلق به دوره فتحعليشاه ميباشد، به دليل آئينه کاريهاي داخلش الماس نام گرفته است و شامل يک تالار بزرگ و اطاقهاي گوشواره و راهرو و بالاخانه ميباشد.درقسمت زيرين اين تالار نيز حوض خانه و زيرزميني وجود دارد که در حال حاضر به محل چاي خانه سنتي مجموعه اختصاص يافته است.در سه طرف تالار، بالاتر از رفها به سبک بناهاي آن دوره، سه ايوانچه با مقرنس هاي آيينه کاري شده زيبا و طاقنماهاي باريک و کشيده ساخته شده و سمت شمالي تالار با ارسي هاي بزرگ پوشيده شده است.

در دوره ناصري تغييراتي در نما و تزئينات بنا بوجود آمد و ديوارهاي تالار را با انواع کاغذهاي ديواري پوشانيدند که قسمتي از آنها هنوز باقي مانده است.اين عمارت مانند بسياري از بناهاي مجموعه کاخ گلستان دچار آسيبهاي فراوان شده که تعميرات اساسي آن از سال1373 شروع و در سال 1375 پايان يافت.کف تالار بوسيله کاشيهاي پراکنده موجود در مجموعه مفروش گرديد و ارسي ها کاملا تعمير و بازسازي و راهرو و گوشواره هاي موجود در پشت تالار اصلي مرمت گرديدند. بدنه تالار با کاغذ ديواري هاي باقي مانده از دوره قاجار تزيين شد و کاغذ ديواري هاي قديمي موجود نيز به عنوان نمونه حفظ گرديدند.به مناسبت آنکه اين بنا بوسيله فتحعليشاه احداث گرديده است، بخشي ازآثار و اشياي مربوط به وي که عموما ظروف اهدايي ميباشند، در آن به نمايش گذاشته شده است.


كاخ ابيض


در اواخر سلطنت ناصرالدين شاه، شاه سلطان عبدالحميد، پادشاه عثماني، مقداري اثاثيه ارزشمند و گرانبها براي شاه ايران فرستاد. چون در آن هنگام تقريبا همه كاخها و تالارهاي سلطنتي با تابلوها و اثاثيه متعدد پر و آراسته شده بود از اين رو ناصرالدين شاه تصميم گرفت در گوشه جنوب غربي محوطه گلستان، كه سابقا محل كلاه فرنگي يا برج آغامحمدخاني بود، كاخ جديدي بنا نمايد و هداياي سلطان را درآن جاي دهد.

اين بنا به علت سفيدي رنگ نماي ساختمان كه بشيوه  بناهاي قرن 18 اروپا گچبري و نماسازي شده و نيز به سبب آنكه پله ها و ازارهاي سرسراي كاخ مرمر سفيد رگه دار بود كاخ ابيض ناميده شد. كاخ ابيض از همان ابتداي بناي خود به محل اشتغال صدراعظمها اختصاص يافت و جلسات هيئت دولت تا سال 1333 شمسي در اين كاخ و در تالار سلطان عبدالحميد تشكيل ميشد .



عمارت خوابگاه


عمارت خوابگاه جزء جديدترين ساختمانهايي است که در کاخ گلستان ساخته شده، که  در سال 1339 شمسي به مناسبت سفر اليزابت دوم ملکه انگلستان به ايران احداث گرديد. اين ساختمان تا مدتي محل اقامت پادشاهان و رؤساي جمهور بود و به نام خوابگاه معروف شد. در حال حاضر قرار است اين ساختمان به کتابخانه سلطنتي دوره قاجار که مجموعهاي است از نفيس ترين کتب خطي، اختصاص يابد. اين مجموعه کتبي بس گرانبها نظير مرقع گلشن، شاهنامه بايسنقري و هزار و يک شب مصور شده را در خود جاي داده است.

 

تکيه دولت


ناصرالدين شاه وقتي دستور داد تا شمس العماره ساخته شود، دستوراتي نيز براي ايجاد يک تکيه صادر کرد. براي محل بناي اين تکيه قسمتي از زندان دولتي و بعضي از انبارهاي قديمي ارک را انتخاب کردند و طرح ريزي آن آغاز گرديد و شکل اساسي ساختمان ، دايره در نظر گرفته شد . محوطه و فضاي وسيعي را با غرفه هاي چند طبقه و يک تخت يا صفه نمايش ، به شکل دايره در وسط پديد آوردند و تکيه دولت يا همايوني ناميدند.


ايوان تخت مرمر


روح ظريف هنرمند ايراني با استعانت از هنرهاي معماري، نقاشي، سنگتراشي، کاشي کاري، گچبري، آئينه کاري، خاتم سازي، منبت کاري و مشبك سازي، در وسط کاخهاي سلطنتي قديم ومجموعه دلپسند، ترکيبي بديع و بنائي زيبا بوجود آورده كه شايد كمتر بتوان نظير آنرا در جاي ديگر يافت.
در اين فضا شش پرده بزرگ نقاشي از فتحعلي شاه و جنگ نادر شاه با «يکن پاشا» سردار عثماني ، ميدان جنگ غوزيان ، شکارگاه شاه اسماعيل صفوي و پيکار امير تيمور با «ايلدرم با يزيد» سلطان عثماني نصب شده است. در طاق نماهاي زير سقف نيز چندين تابلو کوچک رنگ و روغن از صورت زنان و مردان فرنگي در پشت شيشه نصب شده بود ، که برخي از آنها هنوز در اين ايوان قرار دارد.
يکي از زيباترين متعلقات اين ايوان ، که نام بنا نيز از آن مأخوذ است، «تخت مرمر» يا «تخت سليماني» است.  ايوان يا تخت جايگاهي است كه مراسم سلام وبارعام طبقات مختلف مردم درمقابل آن برگزار مي شده است . اين تخت در حدود سال 1220 ه . ق به دستور فتحعلي شاه از سنگ مرمر زرد معادن يزد ، توسط سنگ تراشان اصفهاني، از 65 قطعه مرمر بزرگ و كوچك ساخته شد . طراحي تخت «ميرزا باباي شيرازي نقاش باشي» و سرپرستي حجاري آن را استاد «محمد ابراهيم اصفهاني» حجار باشي دربار انجام دادند .

تخت مرمر به شکل سکوي بلند ديواره داري روي دوش سه ديو و شش فرشته و يازده ستون مارپيچي که بعضي از آنها بر پشت شير قرار دارند ، در وسط ايوان مستقر شده است . بر سطح عمودي پله ها و دست اندازهاي دورادور آن ، اشکال و اشعاري برروي سنگ کنده کاري شده است . از ديگر تزئينات اين بنا ، دو درِ خاتم بسيار اعلا در دو طرف شاه نشين و اُرسي
(نوعي درِ قديمي که داراي چهارچوب مخصوص بوده و با بالا و پايين رفتن باز و بسته مي شده است(و
پنج دري بسيار نفيس ديوار پشتي آن است. اين ايوان در دوره قاجار محل به تخت نشستن پادشاهان وبرگزاري مراسم و اعياد رسمي بود.



                                     ***


کوشک احمدشاهي


اين عمارت، اواخر دورة قاجار جهت خوابگاه ييلاقي احمدشاه در ميان باغ نياوران با مساحتي بالغ بر 800 متر در دو طبقه با سقف شيرواني بنا گرديد. از ويژگي هاي عمدة اين بنا تزئينات و نماي آجري به کار رفته در سرتاسر نماي بيروني آن است. آجرها از نوع منقوش قالبي با طرح هاي متنوع به رنگ نخودي است.

ورودي بنا در ضلع جنوبي قرار دارد که به وسيله چندين پله از کنار حوض بيضي شکل پوشيده از کاشي، به کوشک منتهي مي شود.

طبقه همکف اين عمارت شامل يک هال با حوضي از جنس مرمر در وسط مي باشد و 6 اتاق و 2 راهرو در اطراف آن قرار دارند. اشياء تزئيني از جنس نقره، برنز، عاج، چوب، هدايايي از کشورهاي مختلف مثل هند، تابلوهاي نقاشي و گوبلن و نشانها و مدالها در اين فضا به نمايش در آمده است همچنين ويتريني شامل اشياء و سنگهاي معدني تزئيني، سنگي از کره ماه و چندين فسيل گياهي و حيواني در معرض ديد قرار دارند.

طبقه دوم عمارت از يک سالن مرکزي و ايوان سرتاسري چهارطرفه تشکيل شده است. در چهار طرف سالن مرکزي که به عنوان اتاق موسيقي استفاده مي شد، قفسه چوبي ويترين دار نصب شده است. دور تا دور ايوان را 6 ستون با مقطع مربع قطور با نماي آجري بدنه و 26 ستون مدور با نماي گچي فرا گرفته است. نقش شير و خورشيد گچبري شده بر پيشاني ديوارة ضلع شمالي ايوان به چشم مي خورد.



***

 

 


کاخ صاحبقرانيه


ناصرالدين در سال 1267 ه .ق دستور داد ساخت قصر نياوران را در دو طبقه شامل شاه نشين، کرسي خانه، حمام و 50-40 دستگاه خانه هر کدام شامل 4 اتاق و يک ايوان براي زنانش بسازند. او در سي و يکمين سال حکومتش خود را صاحب قران ناميد و اين کاخ را «کاخ صاحبقرانيه» نام نهاد.
پس از او، مظفرالدين شاه تغييراتي در ساختمان ايجاد و قسمتي از حرمسرا را خراب کرد. فرمان مشروطيت نيز در حياط کاخ صاحبقرانيه، توسط او امضا گرديد.

همه درها و پنجره های چوبی اين بنا به شکل ارسی بوده و با شيشه های رنگی تزئين شده است.



***


کاخ سلطنتي سلطنت آباد


به دستور ناصرالدين شاه طرح اين باغ و کاخ در جلگه شرقي رستم آباد ريخته شد، تا برخلاف کاخ صاحبقرانيه که از شمال محدود به کوهستان و داراي چشم انداز کم بود در اين کا از چهار طرف مناظر و دورنماهاي مختلف از درون آن ديده مي شود.گوي زرين که نشانه کاخ سلطنتي است ، بر فراز بلندترين نقطه شيواني وجود دارد.برج کاخ دو طبقه و داراي تزيينات نقاشي و مقرنس کاري و گچبري است.جبه خارجي اين برج، مزين به کاشي هاي هفت رنگ و تصاوير سربازان اين عصر است. از مهمترين تزيينات هنري اين کاخ ، کاشي کاري هاي ازاره آن است که از خشت هاي هفت رنگ، تشکيل شده و نمايشگر تصاوير گوناگوني از نوازندگان و خوانندگان است.



***

                                                         
مدرسه و مسجد سپهسالار تهران


از مساجد و مدارس بزرگ زيباي اين دوره است. اين مسجد و عمارت مجلس شوراي ملي به دستور ميرزا حسين خان سپهسالار قزويني ، صدر اعظم ناصرالدين شاه ساخته شده و شروع ساختمان در سال 1296 ه ق است.

مجموعه اي باشکوهي که شامل ، جلوخان ، سردر ، دهليز ، ساختمان دوطبقه حجره ها ، چهار ايوان ، مقصوره و گنبد عظيم و شبستان ( چهلستون ) گلدسته ها ، مناره کاشي کاري و مخزن کتاب .در قرن 13 هجري ارتفاع گنبد 37 متر بوده در ورودي در حاشيه خيابان بيمارستان قرار دارد و از ضلع شرقي به طرف مسجد و مدرسه باز مي شود . در اين دهليزها شاهکارهايي از معماري و کاشيکاري معروف به هفت کاسه ( طاق معلق ) بيادگار مانده است از مشخصات ممتاز تزئينات اين بنا گذشه از طاق معلق ، کاشيکاريهاي مصور خشتي ، رنگارنگ و ستونهاي يکپارچه و سنگهاي ازاره بنا از لحاظ حجاري قابل توجه است.

رعايت سلسله مراتب ورودي ها و کاشيکاري گچ بري ، آئينه کاري ، نمايان شدن رنگ زرد بالابودن بناها از سطح زمين پلکان ، سرستونها ، ايوان سه دري وپنج دري ها ، سقف هاي دور دار ، پنجره هاي دوردار ، شيشه رنگي و معماري کارت پستالي از مناظر اين ساختمان هستند.مجموع حجره هاي اين مدرسه شصت حجره است که طلاب علوم ديني در آنجا سکونت دارند.
 
                  

***


مسجد شاه


مسجد شاه يا مسجد سلطاني از مساجد بزرگ و با شکوه تهران و از ابنيه دوران فتحعليشاه است. ساتمان اين مسجد در سال 1240 ه ق پايان يافت و نام اين پادشاه در جبهه ايوان بزرگ قسمت قبله بخط نستعليق نوشته شده است .همچنين نام ناصرالدين شاه که در سال 1307 تعميراتي به دستور او انجام گرفت ،در جلو خان شمالي ديده مي شود.دو مناره سر در مسجد از آثار زمان ناصرالدين شاه است. اين مسجد از لحاظ وسعت صحن و دارا بودن شبستان هاي زياد و گنبد عظيم، کاشي کاري و سر در باشکوه ، بسيار جالب و کاشي هاي بسيار زيبايي در تزيين آن به کار رفته است. در دالان بزرگ، کتيبه يي از کاشي وجود دارد که مفاد آن قصيده يي است از مجمر اصفهاني در وصف عظمت بناي مسجد. همچنين کتيبه منظومي از فتحعليخان صبا در سردر غربي مسجد، به خط نستعليق در زير مقرنس کاري گچي وود دارد که ماده تاريخ آن مصراع زير است:

که شد ز قبله عالم بناي قبله عالم شکل(162-163) .


                                    ***


مسجد حاجي علي اقا (چهل ستون)


مسجد شامل سر در، مناره، گلدسته، رواق، شبستان و محراب است. در داخل شبستان چهل ستون سنگي به ارتفاع دو متر و قطر نود سانتيمتر وود دارد که شبيه مسجد وکيل شيراز است.محراب و مناره و گلدسته، مزين به کاشي کاري هاي هفت رنگ است. مجموعه بنا هاي مسجد حاج علي آقا و آب انبار و کاروانسرا، مربوط به دوره قاار و در سال 1328 ساخته شده و از نمونه هاي زيباي معماري قرن چهاردهم است. در مجاورت مسجد آب انبار و کاروانسرايي است که باني آن را علي آقا مي دانند.

نقاشي


مکتب نقاشي قاجار که از زمان فتحعلي شاه قاجار رونق و رواج يافته تا حدودي متاثر از سبک شيراز و داراي يرسيکتيو است و بار ديگر نقاشى تك شخصيت باب شد و تك صورت سازي آن اغلب صورت شاهان – شاهزادگان – رقاصان – بانوان بود كه مجالس آن مذهبي – رزمي – بزمي – عاشقانه – طبيعت بيجان و شكار بوده است، شبيه سازي از چهره افراد به صورت شيوه ايي مرسوم شد كه پايه و اصول قديمي داشت . در شبيه سازي و تك چهره سازي عموما خيلي ساده اما غرق در تزيين كار مي شد و در صورت سازي اين دوره شبيه سازي دقيقا مثل خود شخص نبود زيرا موضوع كارها و نحوه اجرا كمتر جدي و دقيق بودند.

 

 

الف – هنر لاکی



    يكي از هنرهاي ماندگار دوره قاجار قلمدان سازي يا هنر لاكي است كه با نقوش تذهيبي  طراحي و نقش اندازي ميشد .اين هنر كاربردي و مصرفي نه تنها بر آثار حجمي بزرگ مانند درب هاي لاكي بكار ميرفت بلكه بيشترين تاثير بصري خود را بر اشياي كوچك و قابل حمل مانند رحل – جعبه آرايش – قلمدان هاي لاكي  بر جا گذاشته است . در حقيقت نقاشي و تذهيب بر اشياي قاجاري مراحل اوليه پيشرفت خودرا از دوره صفوي آغاز نمود و تا اواخر قاجار به قوت خود باقي ماند و استادان بزرگي با ارائه آثار دل انگيزي از حيث صحنه آرايي و اجراي قواعد فن در خود پرورش داد و قطعات بازمانده آنان پايه نقاشي دوره هاي بعد گرديد .

نقاشي لاكي در زمان قاجار با سه مكتب متفاوت ايراني سازي – فرنگي سازي – ميانه، اوج گرفت و آثار فراوان در خور ستايش بوجود آورد . همچنين رشته هاي تذهيب – قلمدان سازي با منظره نگاري و ساخت و ساز از مناظر طبيعي باغ ها – بناها- شخصيتهاي مشهور آن رونق يافت و با تشويق شاهان پيشرفت نمود .

در نيمه دوم سده سيزدهم بسياري از قلمدان نگاران ، نقشمايه ها و ترکيب بندي هاي اروپايي را به کار مي گرفتند . بدين سان ، صحنه هاي مسيحي ، پيکره هاي دوره ويکتوريايي{ انگلستان} و منظره هاي شهري اروپايي از رايج ترين عناصر تصويري زيرلاکي آن زمان بودند.در واقع، اين موج گسترده فرنگي مآبي از درون خانه هاي اشراف و ثروتمنداني که از انواع کالاهاي اروپايي انباشته شده بود، بر مي خواست. اما از سوي ديگر، قلمدان هايي هم از زير دست استادان فن بيرون مي آمدند که در آنها طرحهاي تذهيب کاري و يا موضوعاتي چون بهرام گور و آزاده و خسرو و شيرين به چشم مي خورد. 
آقا بزرگ شيرازي از شبيه سازان معروف آثار لاكي خصوصا قلمدان سازي است كه شناسايي وي بيشتر از طريق آثار باقي مانده او صورت پذيرفته است يكي از اشياي باارزش بجا مانده از او قلمدان نفيس لاكي مدل تابوتي محفوظ در كاخ صاحبقرانيه تهران و يك عدد قلمدان لاكي بزرگ است كه هردو رقم آقا بزرگ دارد .

آنچه در تصاويرقلمدان قابل مشاهده و ارزشمند است يكي شناخت و شناسايي رجال و علماي شيراز است و ديگري شناخت آرايش موها – ريش و محاسن – تزيينات البسه – طرح و نقوش رايج اين عصر است . در اين تصاوير دقيقا نشان داده ميشود كه نسبت به قرون قبلي نحوه صورت سازي تغيير كرده است يعني ابروها بسيار پهن تر و چشم ها درشت تر و طبيعي تر است اما ساخت دست ها مانند قديم ترسيم شده است . شكل لبها به حالت واقعي نزديك تر و صورت زنده تر و انساني تر و بدون حالات عاطفي است . اين حس و حالتي كه ديده ميشود شايد اسباب سو تعبيير شود زيرا كه به نوعي نمودار رخوت و تنبلي است كه از بي خيالي و نرم خويي و نفس پرستي اين افراد حكايت ميكند و اين نوع با حال و هواي عميق و صوفي منشانه تصاوير دوره صفوي تضاد دارد . رنگهاي موجود در اين تصاوير به ظاهر محدود تر شده و قدري يكنواخت است . يعني به جاي انتخاب سطحي متنوع از رنگهاي يكسان و عميق يكنواخت ومحدود انتخاب شده و رنگها در تصاوير فوق به صورت پرداز ريز جايگزين سطوح صاف و صيقلي شده است . تركيب بندي ها تمام خشك و نقوش تزييني آن نازل ميباشد . رنگهاي تصاوير به علت استفاده از رنگهاي قرمز و سفيد و آبي از رنگهاي نيلي طلايي فيروزه ايي قديم فاصله نگرفته است . تك چهره ها با سادگي غرق در تزيين صورت سازي است ولي سايه روشن حداقل است و جز كناره خط گونه ها و كناره بيني در برخي جاها مانند پارچه عمامه ها همچنان تخت است .
از انجا كه بيشتر هنرمندان قلمدان ساز دوره قاجار ناشناخته اند و نام تعداد اندكي از آنان به لحاظ ترقيمه روي آثار آنان قابل بازبيني و شناسايي است در هيچ منبعي شرح احوال منظمي از آقا بزرگ ديده نشد اما احتمالا از دوران سلطنت فتحعليشاه تا زمان ناصرالدين شاه در قيد حيات بوده است يعني در فواصل زماني سالهاي 1212 ه.ق تا سال 1269 ه.ق .

 



ب- پيکره نگاري

 


فتحعليشاه شماري از برجسته ترين هنرمندان را در پايتخت (تهران) گرد آورد ، وآنها را به کار نقاشي پرده هاي بزرگ اندازه براي نصب در کاخ هاي نوساخته گماشت.نخستين نقاش باشي دربار قاجار ميرزا بابا نام داشت که از او چندين پرده رنگ روغني و تصاوير يک ديوان اشعار فتحعليشاه مربوط به سال هاي اوليه سلطنت اين شاه برجاي مانده اند.

بهترين نقاشي ميرزا بابا ، شمايلي است از فتحعلي شاه با عمامه جقه دار و جامه و اسلحه گوهرنشان، که جلوي پنجره اي بر روي يک قاليچه مرصع نشسته است.اين پرده از هرحيث ويژگي هاي يک سبک رسمي جديد را نشان مي دهد؛ و برجسته ترين نقاشان درباري تا آغاز سلطنت ناصرالدين شاه کمابيش تابع ضوابط آن بوده اند. عمده مشخصات اين سبک عبارت اند از ترکيب  بندي متقارن و ايستا با عناصر افقي و عمودي و منحني : سايه پردازي مختصردر چهره و جامه : تلفيق نقشمايه هاي تزييني و تصويري : و رنگ گزيني محدود با تسلط رنگهاي گرم به خصوص قرمز . بدين سان ، قرني پس از انقراض سلطنت صفويان ، سبکي منسجم و مکتبي متشکل در نقاشي ايران پديد مي آيد که با توجه به ويژگي هاي موضوعي و کاربردي نقاشي ها ، عنوان « پيکره نگاري درباري» براي اين مکتب مناسب است .


پيکره نگاري درباري نمايان گر اوج هم آميزي سنتهاي ايراني و اروپايي است در يک قالب پالايش يافته و شکوهمند . به سخن ديگر ، اين مکتبي است که در آن روشهاي طبيعت پردازي ، چکيده نگاري و آذينگري به طرز درخشان با هم سازگار شده اند . در اين مکتب ، پيکر انسان اهميت اساسي دارد: ولي به رغم بهره گيري از اسلوب برجسته نمايي، همواره شبيه سازي فداي ميثاقهاي زيبايي استعاري و جلال و وقار ظاهري مي شود. غالباٌ ، شاه ، شاهزادگان ، و رامشگران درباري تنها در برابر ارسي يا پنجره اي که پرده اش به کنار جمع شده است ، قرار گرفته اند . مردان با ريش بلند و سياه ، ، کمر باريک ، و نگاه خيره در حالي که دستي بر شال کمر و دست ديگر بر قبضه خنجر دارند ، نمايانده شده اند . و زنان با چهره بيضي ، ابروان پيوسته ، چشمان سرمه کشيده و انگشتان حنا بسته در حالتي مخمور به تصوير درآمده اند . همگي در جامگان زربفت و مرواريد نشان ، و غرق در جواهر و زينتها تجسم يافته اند . سرير ، تاج ، کلاه ، سلاح ، قاليچه ، مخده و جز اينها نيز سراسر نقشدار و فاخر هستند .

به طور کلي ، افراد بيشتر به واسطه اشيا معرفي مي شوند ، وکوششي براي نمايش خصوصيات رواني آنها مشهود نيست. اشيا فرعي چون صراحي و جام ، ميوه و گلدان و غيره ، فضاي دو بعدي تصوير را پر مي کنند. در برخي پرده ها چشم اندازي از طبيعت يا معماري در پس زمينه به چشم مي خورد . مهر علي برجسته ترين نقاش دربار فتحعليشاه به شمار مي آيد .

مکتب پيکرنگاري درباري که تا حد زيادي به فتحعليشاه وابسته بود ، پس از مرگ او (1250 ه ق) ، به راه زوال رفت : و در زمان محمد شاه قاجار دوباره نوعي نابساماني در نقاشي درباري بروز کرد. در همين دوران يکي از شاگردان مهرعلي به نام ابوالحسن غفاري (ابوالحسن ثاني) خوش درخشيد، و سپس براي هنرآموزي و آشنايي با فن چاپ سنگي به ايتاليا فرستاده شد (حدود1262) . بدين سان ، او نخستين هنرمند ايراني بود که در اروپا آموزش ديد. ابوالحسن در موزه هاي فلورانس و رم به رونگاري از آثار هنرمندان عصر رنسانس پرداخت. وي را به دليل پيشگامي او در کار چاپگري مي توان پدرهنر گرافيک ايران خواند.  زماني که به ايران بازگشت ، ناصرالدين ميرزا به پادشاهي رسيده بود. شاه جديد او را به مقام نقاشباشي دربار منصوب کرد.

ابوالحسن غفاري حتي پيش از سفر به ايتاليا مهارت خود را در شبيه سازي با استفاده از اسلوب پرداز نشان داده بود . بعداٌ تحت تاثير آثار استادان اروپايي تحولي در اسلوب و شيوه و ديد هنري اش پديد آمد. اما اگرچه او اصول و قواعد علمي طبيعت نگاران را به خوبي درک کرد ، همواره بر آن بود که روح سنت ايراني را زنده نگهدارد. . نوآوري صنيع الملک به خصوص در عرصه چهره نگاري واقعگرايانه رخ نمود. او نه فقط در شبيه سازي خصوصيات ظاهري، بلکه همچنين در نماياندن حالات و شخصيت افراد نهايت دقت و مهارت را به کار مي برد .

ابوالحسن غفاري در مقام نقاشباشي دربار اجراي دو سفارش بزرگ را بر عهده گرفت : يکي، نقاشي مراسم سلام نوروزي ناصرالدين شاه ، و ديگري، مصورسازي کتاب هزار و يک شب . همچنين به فرمان ناصرالدين شاه مسيوليت طبع روزنامه دولت عليه ايران به ابوالحسن غفاري سپرده شد، و  مقرر شد براي هر شماره اين روزنامه تصاويري از رجال و وقايه جاري تهيه و چاپ کند.

چندي بعد ، با اخذ لقب صنيع الملک ، اجازه تاسيس مدرسه دولتي نقاشي و چاپ را گرفت . هرچند ، فعاليت اين نخستين هنرستان، ديري نپاييد ، در ايجاد حرکتي تازه در نقاشي ايران موثر افتاد .
از سوي ديگر ، با تاسيس دارالفنون(1268 ه ق) ، امکان بيشتري براي
آشنايي ايرانيان با اصول علمي هنر اروپايي فراهم شد. ابوتراب غفاري، اسماعيل جلاير، علي اکبر مصور، و محمد غفاري از جمله کساني بودند که در اين مدرسه آموزش ديدند.
در اين دورا با رواج چاپ سنگي ، شاهد مصور سازي کتاب هاي چاپي بود. تصويرگري کتاب روي لوح سنگي چاپ خود زمينه تازه ، گرچه کم ارزش تري ، براي هنرنمايي نقاشي قاجاري به وود آورد. متون کلاسيک ادب فارسي _ فردوسي، نظامي ، کليله و دمنه، بوستان ، و چه بسيار آثار نظم و نثر ديگر _ در زمان ناصرالدين شاه به چاپ هاي مصور متعدد منتشر شدند ، و در مجلدات اوليه نام عليقلي خويي مکرراٌ به عنوان صورتگر ذکر شده است.شيوه نقاشي او طبعاٌ مبتني بوده است بر آنچه که نقاشان درباري فتحعليشاه اجرا کرده بودند، با طراحي و ادراکي عموماٌ ضعيف ، و گاه با نيروي تخيل و طنزپردازي پرتوان.

به طورکلي ، در نقاشي نيمه دوم سده سيزدهم هنوز انتخاب قطعي صورت نگرفته است . هنوز نقاشان ( اعم از درباري و غير درباري ) کم يا بيش به سنتها و معيارهاي گذشته وفاداري نشان مي دهند.به عبارتي ديگر ، اينان در يک مرحله انتقالي حساس ، راه حل را در برخوردي دوگانه يافتند.
چنان که درکنار موضوعات اجتماعي بعضي از آثار يک هنرمند ، به ترسيم تکچهره هاي اعيان و اشراف زمانه اش  مي پردازد.

پنج نسل از نقاشان ايراني با جديت تمام يک هدف را دنبال مي کردند، و آن درک اصول طبيعت نگاري اروپايي بود.اين تلاش سرانجام در اواخر سده سيزدهم به ثمر رسيد. محمد غفاري بيش از هر نقاش ديگري در اين موفقيت سهم داشت.

ظهور کمال الملک در عرصه نگارگري ، حلول انديشه هاي نويني را در فنون نقاشي سبب گرديد و فصل تازه اي را در بخش هنرهاي تجسمي ايران گشود. از ويژگيهاي کمال الملک مي توان سنت شکني ، ابداع و نوآوري در سبک و روش ، بکارگيري عناصر تشکيل دهنده ي نقاشي ، قدرت تصوير لحظات با تمام کيفيت و ابعاد و فزون بر همه ي اينها اتخاذ شيوه هاي نوين نگارگري در ثبت واقعيت ها و به دور داشتن قلم و رنگ از پوچي و وهم پردازي را ذکر کرد.

او به طور جدي از سنت نقاشي ايراني فاصله گرفت و به طبيعت نگاري محض روي آورد. حضور برخي جنبه هاي دوبعدي و تزييني در آثار اوليه اش نيز بيشتر به عدم مهارت او در کاربست شگردهاي سه بعدي نمايي مربوط مي شدند تا کوششي براي تلفيق سنت هاي ايراني و اروپايي .
همان طور که گفته شد،او هنرآموزي را در دوران نوجواني در دارالفنون آغاز کرد.ناصرالدين شاه هنگام بازديد از اين مدرسه ، کار او را پسنديد و وي را به دربار فراخواند.ديري نگذشت که شاه به لقب نقاشباشي و پيشخدمت حضور همايوني داد(1300 ه ق ). فعاليت مستمر او در مقام نقاش دربار و معلم شاه بسيار مقبول افتاد ، و از اين رو لقب کمال الملک گرفت. اين دوره پربارترين دوران زندگي هنري کمال الملک به شمار آمده و در اين دوره قريب به يکصد و هفتاد تابلو خلق کرده است.
پس از کشته شدن ناصرالدين شاه ، کمال الملک براي مطالعه به اروپا رفت (1314 ه ق). مدتي بيش از سه سال را در فلورانس ، رم و پاريس گذرانيد.سپس به دستور مظفرالدين شاه به ايران باز گشت (1317 ه ق) ، کار در دربار را ادامه داد، ولي عملاٌ نتوانست با درخواست هاي شاه جديد کنار بيايد. به عراق رفت و چند سالي را در آنجا گذرانيد. پرده هاي زرگر بغدادي ، فالگير يهودي و ميدان کربلا را به هنگام اقامتش در عراق نقاشي کرد.

در سالهاي بعد به ايران بازگشت و مدرسه صنايع مستظفرفه را بنيان نهاد، ولي به دليل اختلافاتي که با وزيران معارف بر سر استقلال مدرسه پيدا کرد، از کار تدريس دست کشيد (1346 ه ق) و به ملک شخصي خود در حسين آباد کوچيد . در آنجا بر اثر حادثه اي از يک چشم نابينا شد ، اما تا سال هاي آخر زندگاني به نقاشي ادامه داد.

بارزترين کار او تالار آيينه است که يکي از شگفت انگيزترين نقاشي هاي  کمال الملک به شمار مي آيد.



ج- نقاشي قهوه خانه اي

 


نقاشي قهوه خآنهاي از جمله هنرهايي است كه تجلي شاهنامه در مضمونهاي حماسي آن به وضوح ديده مي شود. به خصوص در صحنه هايي نظير نبرد رستم و سهراب، نبرد رستم و اشكبوس و ديگر قهرمانهاي شاهنامه اي. از نقاشان مشهور سبك قهوه خانه اي، حسين قوللر آقاسي و محمد مدبر قابل ذكر است كه حسين قوللر آقاسي، سردمدار نقاشي هايي با مضمون حماسي و محمد مدبر را سردمدار نقاشي هايي با مضمون مذهبي دانسته اند. در ابتدا قهوه خانه اختصاص به قشر درباريان داشت. اين روند تا اوايل دوره قاجار ادامه پيدا كرد تا اين كه در دوره قاجار به ويژه دوره سلطنت ناصرالدين شاه، به علت ساخت و ساز زياد و ايجاد قهوه خانه در هر كوي و برزن، جنبه ي عمومي پيدا كرد، به طوري كه اقشار مختلف جامعه مي توانستند در آن جا حضور يابند. در اين شرايط بود كه كار نقالان نيز به قهوه خانه ها كشيده شد و قهوه چي ها نيز از اين وضعيت براي جذب مشتري به نفع خود استفاده بردند؛ اما جو حاكم بر اوضاع اجتماعي و سياسي ايران حاكي از نفوذ فرهنگ و هنر فرنگي در ايران بود.در اين زمان عده اي از نقاشان ايراني برخاسته از بطن جامعه از وضعيت فرنگي مآب حاكم بر جامعه هنري عهد قاجار رنج مي بردند و نقطه ضعف شرايط حاكم را عدم توجه به فرهنگ غني ايران و هويت ملي دانسته اند. به همين خاطر نقاشان عامي بدون تاثيرپذيري از نقاشي فرنگي و با حفظ رعايت اصول نقاشي سنتي ايران به تصوير نقل نقالاني روي آوردند كه يادآور دلاوريها و قهرماني هاي ايرانيان بودند و رويه اي در پيش گرفتند تا بتوانند روحيه حماسي را با پيشينه تاريخي و دلاوريهاي اين مرز و بوم در ذهن مردم جاي دهند. با هدف جلوگيري از خودباختگي فرهنگي رايج در آن برهه از زمان، بهترين اثر حماسي كه مي توانستند آن را الگوي روش كار خود قرار بدهند، شاهنامه فردوسي با مضامين حماسي آن بود. اگر چه نقاشيهايي كه از داستآنهاي شاهنامه از ابتداي دوره قاجار تا آغاز جنبش مشروطيت تصوير مي شد، به نقاشي قهوه خانه اي نزديك بود ولي هنوز روح حماسه در آنها تجلي نداشت؛ اما با ظهور مشروطه خواهي و مشروطيت در ايران، روح حماسه طلبي در بين ايرانيان عهد قاجار جاني تازه گرفت و نقش نقاشان قهوه خانه اي كه مضامين حماسي شاهنامه را بر تابلوي نقاشي كشيده بودند، بهتر احساس مي شد. در اين عهد نقاشاني با همان روحيه، چون حسين قوللر آقاسي كه از بين توده مردم برخاسته بود، توانست با بهره گيري از موضوعات شاهنامه، دلاوريها و حماسه خواهيهاي اصيل ايران را به شيوه اي ترسيم نمايد كه هم كمترين بهره از عناصر فرنگي، در كارش ديده شود و هم با رعايت اصول نقاشي سنتي ايران كه بيشتر از خيال خود براي نقاشي بهره مي گرفتند، به ترسيم دلاوراني چون رستم و سهراب، نبرد رستم و اشكبوس و... با چهره و سبك سنتي ايران بپردازد.

 

 

د-نقاشي روي شيشه


قرن دوازده و سيزده هجري زمان پرکاري در زمينه اين هنر بوده است.نمونه ها و شاهکارهايي که در اين ادوار به وجود آمده، چون داراي نام نيست، روش کار هريک از نقاشان مشخص نشده است و معلوم نمي شود کداميک در اين هنر پيشرفت بيشتري داشته اند.

نقاشي هاي روي شيشه بدست آمده از اين دوران، با الهام از طبيعت ترسيم شده و اين هنر در حال حاضر رواج دارد ولي نقاشي هاي گذشته از پختگي بيشتري برخوردار بوده است.آنچه مسلم است، نقاشي روي شيشه در قرنهاي دوازده و سيزده بيشتر در ساختمان هاي اشرافي و به سفارش اين طبقه تهيه مي شده است، در عصر حاضر اين نقاشي را در زمينه هاي گوناگون و بيشتر در طرحهاي مدرن ديده مي شود که جلايي خاص دارد ولي به خوبي کارهاي گذشته نيست.

 

و-مينياتور

 


مينياتور که از اواخر صفويه روش تکراري و يکنواخت داشت، با کوشش استاد بهزاد و شاگردانش رونق تازه اي يافت و اين هنرمند تحولي بزرگ در مينياتور ايران به وجود آورد. مي توان گفت که بهزاد به مينياتور ايران جنبه علمي داد، او با تقليد و دنباله روي مخالف بود و عقيده داشت که تبعيت از روش خاص، دست و پاي هنرمند را در قيد و بند مي گذارد. او هنر مينياتور را که در دوران قاجاريه تحت تاثير مکاتب روسي و فرانسوي واقع شده بود، به روش اصلي و منطقي بازآورد.استاد تابلوهاي زيادي دارد، ولي بهترين آنها بنظر خودش تابلو فردوسي،رودکي،ايوان مداين، جواني حافظ، شب قدر و عکس شمس تبريزي و جلال الدين رومي است.

 

***

 

سفال – کاشي


هنر کاشي و سفال سازي که دردوران صفويه به اوج خود رسيده بود، کم کم ارزش و اهميت خود را از دست داد و ديگر آثاري مثل دوران صفويه به وجود نيامد.به همين دليل کاشي ها و سفال هاي دوره قاجاريه، مثل دوره قبل زيبايي و ظرافت ندارد.مواد مورد عمل در سفال سازي، به طوري که تحقيق گرديده، در ادوار مختلف تغييري نکرده و مواد اصلي بيشتر از سنگ هاي سيليسي بوده که در رودخانه زاينده رود، نايين اردستان و قم به مقدار زياد يافت مي شده است.پس از پيدايش ظروف پلاستيکي ، ظروف سفالي اهميت خود را از دست داد و کمتر از آنها استفاده مي شود.
کاشي سازي نيز در اين دوران رواج دارد و براي تزيين مساجد جديد و تعمير مساجد قديم از کاشي هاي هفت رنگ و معرق استفاده مي کنند.

در دوران قاجاريه ، براي زينت ساختمان ها به خصوص نماي عمارات و ديوارهاي زير زمين ها و حوضخانه ها ، از کاشي هايي که نقش انسان و حيوان داشته استفاده کرده اند که نمونه هاي آن امروز در ساختمان هاي قديمي و حمام ها ديده مي شود.

 

 

 

 

 


فلزکاري


اشيا فلزي اين دوره که نمونه هاي آن در موزه هاي دولتي و خصوصي و همچنين منازل وجود دارد عبارت است از سيني ، تنگ، آبخوري، گلدان، جعبه و غيره که بيشتر داراي تزيينات زيبا است و گاه هنرمندان براي تزيين اين اشيا از خطوط مختلف استفاده کرده اند و گاهي از نقوش هندسي و طرح هاي اسليمي و نقوش برجسته.از جمله تزييناتي که براي ظروف زرين و سيمين ، بعد از دوران صفويه معمول گرديده و در دوران قاجاريه راه کمال پيموده، بيشتر طريقه ميناکاري ظروف است.هنرمندان در اين دوره توانسته اند، نقوش زيبايي با لعاب رنگارنگ بر روي اشيا زرين و سيمين به وجود آورند.
طرح هايي که بر روي اين ظرف ديده مي شود، عبارت است از نقش پرندگان، گل مينا، گل سرخ که بيشتر با ترنج هاي طلا کوب جلوه گري مي نمايد.استفاده از مس براي ساختن ظروف آشپزخانه و کارد و چنگال و قاشق بسيار معمول بود و مردم کمتر از ظروف چيني استفاده مي کردند. ساختن ظروف برنجي نيز متداول بود و بيشتر براي ساختن آفتابه لگن براي شستشوي دست قبل و بعد از غذا به کار مي رفت، البته مردم ثروتمند از اين وسيله استفاده مي کردند.

از برنج براي ساختن سماور که مورد استفاده عموم بود، استفاده مي شد و کارگاه هاي بزرگ سماور سازي به خصوص در مشهد، سبزوار و يزد وجود داشت و هنوز ه وجود دارد.
زنان ايران به خصوص زنان روستايي به وسايل زينتي از قبيل گوشواره و دستبند علاقه زياد دارند و به همين جهت کارگاه هاي زيادي در شهرستان ها به وجود آمد که وسايل آرايشي از قبيل طلا و نقره در آنجا ساخته مي شد.

يکي ديگر از آثار ظريف فلزکاري، ساختن قلم تراش است که بيشتر براي آماده کردن قلم ني براي خطاطان بوده که البته در موارد ديگر هم از آن استفاده مي شده است.


سکه


يکي از اقدامات امير کبير تاسيس ضرابخانه در تهران بود که قبلاٌ هريک از شهرستان ها به طور جداگانه سکه ضرب مي کردند. بدين ترتيب سکه هايي با عيار و وزن متفاوت زده شد، پس از تاسيس بانک بوسيله انگليسها اداره و نظارت ضرابخانه به آنها واگذار گرديد.

يکي از ويژگي هايي که در روي سکه هاي اين دوران ديده مي شود، وآن را با سکه هاي پيش از قاجار متفاوت مي سازد، آن است که ارزش پولي سکه ها مشخص است. روي سکه هاي ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه نوشته شده است، مثلاٌ «دوقران»، «100 دينار» و ... . با يک دقت ، يک نکته در سکه شناسي قاجار به دست مي آيد که سکه هايي را که روي آنها «رايج مملکت ايران» نوشته شده است يا مسي است و يا نيکلي. و نيز سکه و نشان هايي موجود بوده که شاه براي تشويق ويا لياقت فردي به وي اهدا مي کرده.


صنعت چوب


درزمان قاجاريه بيشتر چوب، براي تهيه در و پنجره به کار مي رفت و درودگري عبارت بود از ساختن درها و پنجره هاي معمولي براي منازل مسکوني، و درها و پنجره هاي شيشه دار که به صورت مشبک ساخته مي شد، براي ساختمان هاي اعيان و اشراف به کار مي رفت.

کار رنگ و روغن روي چوب، در زمان قاجاريه رواج پيدا کرد و سبک جديدي به وجود آمد که زياي دوام نداشت.

تهيه ابزار و لوازم آلات موسيقي از چوب نيز متداول بود.


منبت کاري


منبت کاري امروز در ايران، ادامه روش دوره قاجار است، طرحهاي دوره قاجار به شيوه غربي بسيار نزديک شده و در اين دوره اثر هنر استادان اروپايي به خصوص ايتاليايي و فرانسوي در کار منبت ايران مشهود است.


حجاري


حجاري به علت منع ساختن مجسمه انسان در آيين اسلام، براي جلوگيري از تجديد خاطره بت سازي و بت پرستي، ترقي نکرد، فقط نمونه هاي بسيار کمي از اين هنر ديده مي شود.

فتحعليشاه مايل بود از حجاري هاي سلاطين ساساني تقليد کند و نام خود را برصفحه سنگ  ثبت نمايد، بدين منظور يکي از حجاري هاي دوره ساساني را که در چشمه علي نزديک تهران بود، محو کرد و دستور داد تصوير او و بعضي از پسرانش را روي سنگ نقش کنند، در نتيجه يکي از آثار هنري گذشته را از بين برد، کمي بالاتر از همان دره درطرف ديگر قلعه قديم ري، فتحعليشاه دستور داد تصوير ديگري از او را حجاري نمايند، در اين حجاري وي بر اسب سوار و با نيزه بلندي مشغول کشتن شير است.
در غار بزرگ طاق بستان نزديک کرمانشاه نيز تصوير فتحعليشاه حجاري شده است. بطور کلي هنر حجاري و مجسمه سازي در اين ادوار ترقي محسوس و قابل ملاحظه اي نداشته است و هنرمندان سرشناس و معروفي به وود نيامده اند.


قالي بافي


با تاسيس سلسله قاجاريه و تحکيم موقعيت سياسي ايران، فرصت تجديد حياتي هم به صنعت قالي بافي داده شد و سه تن از پادشاهان اين سلسله فتحعليشاه، ناصرالدين شاه، و مظفرالدين شاه، نقش موثري در تجديد حيات هنري ايران داشته اند.

در دوران قاجاريه مردم علاقه و توجهي خاص به قالي بافي و تجارت قالي پيدا کردند و در نتيجه کارگاههاي زيادي در شهرهاي مختلف به وجود آمد که علت آن بيشتر توسعه تجارت خارجي و صدور فرش به خارج از کشور بوده است.


پارچه بافي


بافتن پارچه هاي زري تا درزمان ناصرالدين شاه در ايران معمول بود و پس از آن به علت ورود پارچه هاي ابريشمي از کشورهاي خارج، اين صنعت کم کم متروک گرديد. در اين دوره نساجان ايراني شالهاي ابريشمي که طول آن گاهي به 4 متر مي رسيد، بافته اند، زمينه اين شالها داراي يک نوع نقش است و حواشي آن زردوزي شده و داراي نقوش نباتي است. در اواخر سلطنت قاجاريه ، صنعت نساجي بيشتر در دو شهر يزد و کاشان رواج داشت و هنرمندان اين دو شهر، پارچه هاي ابريشمي بسيار ظريف مي بافتند، ابريشمي که نساجان به کار مي بردند از ابريشم رشت بوده است.
دراوار اين دوره ممل هايي در ايران بافته اند که نقش انسان داشته و در پشت اين مخمل ها، نخ هاي قرمز و آبي و سبز و زرد با هم مخلوط شده است.

 

منابع و ماخذ

 

 

- نقاشی ایران   از دیروز تا امروز /  رویین پاکباز- انتشارات زرین و سیمین

چاپ سوم بهار 1383

 

- تاریخ تمدن و فرهنگ ایران (دوره قاجار) / دکتر احمد تاجبخش – انتشارات نوید شیراز

چاپ اول 1382

 

- مجموعه آثار هنر اسلامی 7 :  هنر اسلامی / باربارا برند   ترجمه : دکتر مهناز شایسته فر – انتشارات موسسه مطالعات هنر اسلامی – چاپ اول 1383

 

- دایره المعارف هنر / رویین پاکباز – انتشارات فرهنگ معاصر – چاپ دوم تابستان 1379

 

- سایت سازمان میراث فرهنگی

- سایت فرهنگسرا

- سایت روزنامه ایران

- سایت فرهنگستان هنر

- سایت خبرگزاری کار ایران

- سایت فر ایران

- پایگاه نگارگری ایران

- پایگاه خبری هنر ایران

- پایگاه پژوهشی آریا بوم

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 20:7  توسط حق گو  |