یونگ پوی عزیز !!
● از تخت جمشید تا آکروپولیس...!
تخت جمشید ؛ مجموعهای که شیراز و اصولا ایران باید به داشتن آن افتخار کند. حالا ببینیم بررقیب تاریخی این مجموعه یعنی آکروپولیس چه گذشتهاست؛ سازمان OANMA که یک نهاد خصوصی در خدمت خواستههای عمومی است مسولیت برگزاری مسابقهای را برای طراحی موزه جدید آکروپولیس در نزدیکی این سایت تاریخی به عهده گرفت. یونانیها با برگزاری این مسابقه جهانی هم قصد جلب توجه جهانیان به این مجموعه تاریخی را داشتند و هم تلاش میکردند تا بسیاری از آثار و مجسمههای باستانی یونان از جمله کتیبههای معبد پارتنون(Elgin Marbles) را از موزه بریتانیا در لندن بازپس بگیرند تا بتوانند آنها را طی المپیک 2004 آتن به نمایش بگذارند. مجسمههایی با قدمت 2500 سال که بیانگر مذهب و افسانه های یونان است، از سال 1816 در موزه بریتانیا محافظت میشود. (نقل از وبلاگ یه مشت بچه معمار)
در مسابقه طراحی این رقیب پرسپولیس اسامی معماران معروفی نظیر برنارد چومی، دانیل لیبسکیند، آراتا ایسوزاکی و... به چشم میخورد که گویا طرح چومی به عنوان طرح برنده برگزیده میشود. مسلما هزینههای این طرح را با توریسم جذب شده بر می گردانند و تعجبی هم ندارد که هر جا بپرسی الکساندر کبیررا می شناسید همه با تکان دادن سر تایید میکنند که یعنی بله میشناسیمش اما همین که میپرسی کورش کبیررا چطور، با نگاهی عاقل اندر سفیه اظهار تعجب میکنند.
...هر چند گویا بعد ها دادگاه عالی یونان علیه طرح دولت برای ساخت این موزه جدید در آکروپولیس آتن رای میدهد چرا که گویا ساخت طرح موزه جدید یونان بر روی شیب معبد پارتنون (سایت در نظر گرفته شده برای احداث موزه) را باعث آسیب رساندن به میراث کهن یونان میداند. البته مسائلی نظیر این چندان هم تعجب برانگیز نباید باشد چرا که در طراحی هر سایت تاریخی همواره دو دیدگاه محافظه کارانه و آوانگارد روبروی هم قرار میگیرند. اولی باعث خشکیدن ریشه خلاقیت و نوآوری و دومی نیز اگر صرفا بخواهد متفاوت بودن و نو بودن را هدف قرار دهد به تخریب معنوی سایت میانجامد، اما بدترین حالت وقتی است که طرح به حالتی برزخی دچار شود یعنی نه حرف جدیدی داشتهباشد و نه با سایت تاریخی ارتباطی برقرار کند.(به نقل از آرونا پایگاه اطلاع رسانی معماری و شهرسازی ایران)
معرفی کتاب
مجالس حاج محم اسماعیل دولابی
انتشارات محبت/ چاپ دوم 1383
الان هنر دارد ریشه شغل بشر را درمی آورد.ان شاء الله اگر هنر ها را مصرف کنند شغلشان تمام می شود.الان همه با هنر شده اند.آخر هنر این است که مضطر می شوی و خودت را یک چرخ می دهی.رقص هم یک هنر است،بلکه بالاترین هنرها است.همه هنر هایشان را زمین می گذارند و کسی را که می رقصد نگاه می کنند.اگر شک دارید شما بافنده بیاورید و من رقاص می آورم ببینیم میبافید یا می رقصید؟همه بافندگی تان یادتان می رود و اورا نگاه می کنید.زیرا این هنر، بالاسر هنرهاست و بالاترین هنرها رقص است.
با خوندن این مطلب در این کتاب واقعا ناراحت شدم! بیچاره استادانی که جوونی و عمر و مال و خوشی و همه چیزشونو تو راه هنر از دست دادن و به خاطر هدفشون چه زجرها سختی ها و مرارت هایی که نکشیدن و حالا....... باید با رقاصه ها مقایسه بشن و به قول نویسنده این کتاب باید بدونند که از اونا هم پایین تر و حقیرترند..............!!!
استاد ممیز
هنرمند گرافیست پیشرو ایران، مرتضی ممیز، در سن 69 سالگی ، روز شنبه پنجم آذر ماه 1384 برابر 26 نوامبر2005 بر اثر ابتلا به بیماری سرطان در تهران در گذشت.
مرتضی ممیز جزو هنرمندانی است که حضورش در عرصه گرافیک ایران بسیار واضح و نیرومند بوده. وجودش درحوزه گرافیک، با حس نوطلبی و نوجوئی وی ، حوزههای گوناگونی را در عالم هنر ایجاد و روشن ساخت؛ ممیز توانست در سیر تکاملی رشته گرافیک در ایران نقش بسزایی ایفا کند. رد پای تاثیرگذار او همواره بر آثار گرافیست های معاصر ایران آشکار است.امضاء مشخص، خطهای آزاد، محکم و رهای ممیز، روحیه متفاوت و نوگرای او، فکر و ایده پویا و خلاقش و تواناییش در به کارگیری از روشهای نو و ناشناخته در هنر گرافیک که همه از حس زیباشناسی خوب او پدید آمده بود، او را به اسطوره ای تبدیل کرد که تا همیشه نام زیبایش به نیکی به یادگار می ماند.
او بحق ستایش شده ترین گرافیست ایران است.
هنر دوره قاجاریه
مقدمه
روز 9 آبان 1304 شمسي، مجلس موسسان احمدشاه قاجار را از سلطنت عزل کرد. چند روز بعد مجلس به تغيير قانون اساسي رای داد؛ رضا خان، رضا شاه شده بود و به راي مجلس، اعضای خاندان قاجار ديگر هرگز نمي توانستند بر تخت سلطنت بنشينند. صد و سي سال حکمراني قاجاريان به پايان رسيده بود.عصر قاجار عصر ورود بسياری از مظاهر و دستاوردهاي دنيای غرب به ايران بود.
اشتياق شاهان قاجار به جلوه های “فرنگ” و تلاش اصلاح گرانی چون ميرزا تقی خان اميرکبير، روند آشنايی ايرانيان با فن آوري هاي آن روز را سرعتی دو چندان مي بخشيد. از مظاهر اين دوره مي توان به هنر عکاسي اشاره کرد که برای اولين باردر ايران توسط ناصرالدين آورده شد.همچنين به دليل شوق مظفرالدين شاه به تصوير متحرک منجر به پايه ريزی سينما در ايران گرديد.از سوي ديگر، در دوران ناصرالدين شاه بود که به دستور اميرکبير وقايع اتفاقيه، اولين روزنامه ايرانی، منتشر شد؛ سنگ بنای دانش جديد در “دارالفنون” نهاده شد و کارخانه ضرب سکه و قالب گيری در تهران داير گرديد.
در کنار اين همه، اثرگذار ترين تحول دوران قاجار شايد معرفی و گسترش وسايل ارتباط جمعی بود. در سال 1863 ميلادي اولين تمبر ايرانی چاپ شد. در واقع آنچه امروز به نام کشور ايران شناخته می شود، بيش و کم محصول نهايی تحولاتی است که در دوران قاجار در مرزهای اين سرزمين رخ داد.
