واژه های شیون و مویه در اوستا و فارسی میانه
واژه های شیون و مویه در اوستا و فارسی میانه،همانندی و ریشه های مشخص در فارسی جدید دارند.مویه در اوستا اَمَیَوا آمده است که در فارسی میانه یا پهلوی به مویک و در فارسی جدید به شکل مویه در آمده است.
شیون در اوستا چه بسا که از واژه(خشی)و یا (خشیُو) آمده باشد و در پهلوی همان شیون می باشد و (شیب) نیز در پهلوی به معنی گریه و زاری است.واژه شیون از طریق ایران در زبان ارمنی چون بسا واژه ای دیگر داخل شده و به شکل (شیوَنک) ثبت و ضبط است.
چنانکه اشاره شد در فارسی میانه،واژه شیب-به معنی گریه و زاری است.در اوستا برای گریه،واژه(سرَسکَ) آمده است از مصدر (سرَسک) به معنی چکیدن.امروزه سرسک را در فارسی به معنی اشک و گریه به کار می بریم که همان به معنی چکه و قطره در اشعار شعرای متقدم نیز به کار می رفته است.رودکی گوید:
زان می که گر سرشکی از آن درچکد به نیل سد سال مست باشد از بوی آن نهنگ
در فارسی میانه یا پهلوی نیز واژه سرِشک به همین معانی معمول و متداول بوده است.اما در خود اوستا برای اشک،واژه ویژه ای آمده است که در بند 38-از مهریشت می یابیم و آن کلمه(اَسرو) می باشد و در سانگسریت نیز این واژه به معنی اشک آمده است.همچنین در اوستا برای زاری واژه(دریویک) آمده است.
وندیداد یا وی-دئِوَ-دات به معنی قانون ضد دیو مجموعه ای از قوانین و احکام است که با آیین زرتشتی مزدایی به هیچ وجه هماهنگی و مطابقت ندارد.مغان در دوران ساسانی و هنگامی که اوستا را دوباره سازی و تدوین می کردند،احکام و شرایع خود رادر این کتاب تدوین و به مردم به نام شرایع و احکام زرتشتی تحمیل کردند.اغلب این شرایع و احکام مغانه با طبع و قبول مردم موافق نبود و آنرا نمی پذیرفتند.مغان برای قبول و ترویج آن مجازات های بسیار سختی قرار دادند و جریمه های سنگینی تعیین کردند.مخالف و ضد این احکام سخت و شگفت در مراسم و احکام و شرایع زرتشتی و اوستا مشهود است.خود مغان نیز در کار این گردآوری و تنظیم ،اغلب به تضادها توجه نمی کردند.در مثل چنانکه گذشت و نقل شد،به وجب بخش نخست از وندیداد که درباره جغرافیای شمال شرقی و شرق ایران است،شیون و مویه و گریه و عزاداری از پدیده های وجودی اهریمن و اعمال اوست-اما درگرد دوازدهم از قانون اَپَمان یا قانون عزاداری و مدت آن برای منسوبان و خویشاوندان دور و نزدیک و نیکوکار و بدکردار سخن رفته است.
به وجب مواردی که یاد شد و تاکیداتی که درباره منع و تحریم شیون و مویه شده است،این نقیض را نمی توان توجیه کرد.به ویژه که مدت سوک و عزاداری برای گناهکاران و بدکاران دو برابر پارسایان و نیکوکاران تعیین شده.برای درگذشت یک منسوب پارسای درجه یک،چون پدر و مادر و خاهر و بادر ....باید سی روز عزاداری کرد.اما برای همین خویشاوند هرگاه گناهکار و بدکار باشد،شست روز عزاداری تعیین شده است.هم چنین به موجب این فصل ،صاحب ده و کدخدای نیکوکار و پارسا،شش ماه و برای کدخدای گناه کار یکسال و موارد و ایامی متفاوت دیگر.
(برای آگاهی بیشتر به کتاب ترجمه و شرح وندیداد به ویژه ترجمه اوستا مراجعه فرمایید)
گاه شماری و جشن های ایران باستان / هاشم رضی / انتشارات بهجت