محوطه مقدس

در ضلع شمال غربی دشت پاسارگاد، محوطه ای به شکل مستطیل، جلب نظر می نماید که به محوطه مقدس معروف است. در اینجا یک بلندی کوچک پله دار، بر یک جفت آتشدان یا خدنگ سنگی که در یکصد و سی متری شرق آن واقع شده اند، مشرف است.آتشدان های مذکور هر کدام از یک تخته سنگ بزرگ و سفید و چند تخته سنگ کوچک درست شده، قاعده آتشدان جنوبی، 43/2 مترو بلندی آن 16/2 متر است، قاعده آتشدان شمالی ، 80/2 متر و بلندی آن 210 سانتیمتر است. اولی پلکانی مشتمل بر 9 پله سنگی بوده ولی دومی چنان که بررسی ها نشان داده است، مرکز پلکانی نداشته است، احتمالا هر دو آتشدان در زمان کوروش ساخته شده و همچون آتشدان ها نقش رستم اینها نیز رابطه مستقیم با آتشگاه داشته اند.

 شوش

منطقه باستانی شوش، پایتخت امپراطوری وسیع ایلام،بر سر راه کنونی اندیمشک به اهواز قرار گرفته و از زمانی بسیار دور یعنی  از هزاره سوم تا ششصد و چهل سال قبل از میلاد که بدست«آشور بانیپال» پادشاه خونریز و مقتدر آشوری زیر و رو گردید، همواره چشم و چراغ مشرق قدیم و کانون تمدن درخشانی بوده است که مدارک برجسته و بی شماری از آن طی حفاری های علمی فرانسویان از خاک آشکار گشته و مانند فانوسی فروزان بر تیرگی های تاریخ پرحادثه آن زمان پرتو افکنده است.

اهمیت این منطقه کهنسال و باستانی که می توان آن را در حقیقت آزمایشگاه ادوار مختلف ماقبل تاریخ و قسمت مهمی از تاریخ ایران شمرد، بیشتر از این جهت است که در اتلال چهارگانه ی آن یعنی تپه های معروف آپادانا، آکروپل، شهر پادشاهی و شهر صنعت گران گذشته ایران، همچون لایه های پیاز به وضعی روشن و انفاک پذیر بر یکدیگر قرار گرفته و نزدیک به هفت هزار سال تاریخ این سرزمین،در خاک امین و رازپوش آن تجلی نموده است.

مهمترین اثر بارز و روشنی که از دوران هخامنشیان در این منطقه باستانی به یادگار باقی مانده، کاخ معروف به«آپادانا» است، که بدست داریوش بزرگ بر فراز تپه ای به همین نام بنیاد گردیده و تپه مزبور را به سبب شکوه و عظمت و ظرافت خاص خود بر سایر تپه های مجاور برتری بخشیده است.

در خلال پنجاه سال اخیر، بسیاری از کاوشگران انگلیسی و فرانسوی از قبیل لفتوس،دیولافوا،دمرگان،دمکنم و گیرشمن،به ترتیب در مطالعه و خاکبرداری از این کاخ شرکت جسته و علاوه بر تحقیق در پیرامون نقشه و سایر کیفیات ساختمانی آن، کتیبه ها و مدارک پرارزش دیگری از آن بدست آورده اند که ترجمه آنها کمک های ذیقیمت و موثری به روشن کردن تاریخ هخامنشیان نموده است.

به قرار حکایت، نخستین مدرکی که توسط«لفتو» انگلیسی از خاک برداری آپادانا به دست آمده است، کاخ مزبور چندی پس از اتمام، دچار حریق اتفاقی گردیده و سپس به تعمیر و ترمیم آن همت گماشته اند.

البته تعیین و تشخیص شکل اصلی ساختمان های عصر هخامنشی در شوش، مشکل تر از تخت جمشید بوده، زیرا این ابنیه نه تنها به دست اسکندر مقدونی منهدم گردید، بلکه در زمان ساسانیان،شاهپور دوم، شهر جدیدی به نام ایرانشهر یا شاهپور در این محل بنا نمود.این نوع ساختمان های جدید بیش از خرابیهای عمدی، علایم ساختمان های سابق را محو می سازد.با وجود این، کاخ هخامنشی شوش که نقشه کامل آن در سال 1327 ه.ق نتیجه مطالعات میسیون فرانسوی آشکارگردید،به سبک اپدانه و آپادانای تخت جمشید توسط داریوش اول ساخته شده بوده است.

در یکی از کتیبه ها، داریوش جزییات تزیین و نقاشی و کارگران ملل مختلفی که در ساختن آن شرکت نموده اند را شرح داده است.اردشیر دوم در یکی از کتیبه های خود می گوید که او این تالار را پس از اینکه در زمان پدربزرگش، اردشیر اول، در اثر حریق منهدم گردیده، مجددا بنا نموده است.در نتیجه کاوشهایی که شده می توان این ساختمان دوباره ساخته شده را از بنای اولیه که توسط داریوش ساخته شده بود تشخیص داد.

ای تالار بزرگ دارای همان ستون های عظیمی که در بنا های تخت جمشید به کار رفته است، بوده، و خود آپادانا،به شکل مربع ساخته شده و به ضلع 59 متر می باشد. کاخ های هخامنشی معمولا مرکب از چهار بخش جداگانه دروازه اصلی، تالار پذیرایی،تالار بار و اتاق های مسکونی است.

در نتیجه کاوش های علمی در شوش، فقط دو بخش از چهار بخش آثار ساختمانی از زیر خاک بیرون آمده که یکی آپادانا و یا تالار ستون دار بوده و دیگری اتاق های مسکونی، که آن هم به صورت ناقص به دست آمده است. و بقیه ساختمان ها در همان ایام به کلی زیرو رو شده و در زمان های جدید هم به قدری خاک را پس و پیش کرده اند  که دیگر نمی توان راجع به وضع اولیه آنها اظهار نظر دقیق کرد.

کاخ فوق که آپادانا و یا تالار بار نیز جز آن بود، مانند تخت سلیمان یا همچون پاسارگاد روی صفحه ای مصنوعی برپا شده بود.برای این کار روی تپه ای را که از ویرانه های ساختمان های قبلی به وجود آمده بود صاف نموده و با ساختن دیوار های ضخیم به آن وسعت بیشتری داده اند. این دیوارها به این طریق ساخته می شد که ابتدا با خشت خام دو طرف آن را بالا برده و در میان آنها مقدار زیادی سنگ ریزه می ریختند.

آپادانا نسبت به قسمت های دیگر کاخ به طرف شمال پیشرفتگی پیدا کرده و پله هایی جلو آن قرار داده شده بود که از سه طرف به حیاط هایی که در شمال و مغرب وشاید هم در مشرق آن قرار داشته اند، راه میافتند .

طرح آپادانا این را روشن می سازد که اصول معماری معمول در پاسارگاد در اینجا نیز رعایت شده، بدین طریق که تالار مرکزی، سه ایوان ستوندار دارد و در گوشه های شمالی و شرقی ،دو اتاق کوچک مربع شکل ساخته شده است.سقف آپادانا روی شش ردیف که هر ردیف دارای شش ستون از سنگ می باشد، تکیه داشته است.ساقه و یا بده ستونها دارای شیار بوده و پیه آنها مربع و سرستون ها مرکب از قسمت قدامی دو گاو نر است که در ارتفاع بیست متر از کف تالار قرار داده شده اند.هر ایوان ستون دار شامل دو ردیف شش ستونی بوده و هر پایه ستون از حیث شکل و زینت با پایه ستون دیگری اختلاف داشته و به شکل گلدان وارونه می باشد. مجکوع ستونها به رنگ زرد روشن رنگ آمیزی شده،به طوری که شباهت به سنگ مرمر پیدا می کند و ضمنا این رنگ آمیزی، نقایص سنگ آهکی را که از کوه های بختیاری به این مکان حمل شده بود  می پوشانید.

تمام تزیین آپادانا به وسیله آجرهای لعاب دار صورت گرفته و فقط ستونها و پاشنه های دروازه ها از سنگ ساخته شده است .

در شوش نیز مانند پاسارگاد، تالارآپادانا زیر حمایت فرشتگان نیکوکار قرار گرفته و بعضی از آنها در میان برگ های خرما و گل های پنج پر قرار داشت و به این موضوع ها که طبق سنن قدیم نقش می شد، نقش سربازان جاوید ان نیزاضافه می گردید.

از نظر هنر، مهمترین چیزی که از عصر هخامنشی در شوش یافت شده است دو حاشیه می باشد که از آجر لعاب داده براق ساخته شده و معروف به حاشیه شیران و حاشیه تیراندازان است.در حاشیه دوم یعنی تیراندازان، یک عده از سربازان جاویدان نشان داده می شوند. تصاویر سربازان جاویدان از آجرهای رنگارنگ براق ساخته شده و از نظر شیوه رهنری بسیار جالب توجه می باشد.البته این نوع اجرها را از گچ ساخته و در حرارت زیاد می پختند و در عمل آوردن آنها اصول فنی را رعایت می کردند که در بابل و آشور سالها پیش از آن معمول و مرسوم بوده است.

در حاشیه رنگارنگ شیران، عضلات حیوانات به طرز معمول هنر آن زمان نمایانده شده و با قدمهای منظم و دهان باز  در حال حرکت می باشد . کنار این حاشیه به طرح های مثلثی شکل و به گل «لوتس » مزین گردیده است . حاشیه تیراندازاند ، سربازان جاویدان را نشان می دهد که به حالت سلام ایستاده و نیزه های خود را در مقابل خود با هر دو دست گرفته اند . کمانی روی شانه هر یک آویزان است و ترکش برپشت دارند .گیسوان مجعد آنها به وسیله قیطان زرد پیچیده شده است و جامه بلندی در بر دارند که تا قوزک پای آنان می رسد و آستین های بلند دارد . حاشیه لباس آنها پر کار و به رنگ های متنوع است . گوشواره و دستبند طلا دارند و نیزه طلایی آنان گلوله مدوری از نقره در انتها داغرد و روی پنجه پای جلو قرار داده شده است. کفش های آنان از سفید تا خیلی سیاه تغییر می یابد، به عبارت دیگر بعضی سفید و برخی سیاه رنگ هستند .

تصویر برجسته دیگری روی کاشی در شوش یافت شده که حیوان مرکب تخیلی را نشان می دهد. بدن این حیوان بال دار مانند مرغ خیالی می باشد و شاخ هایی مانند شاخ بز دارد . سر و پا های جلوی او شبیه شیر است و پای عقبش شکل چنگال پرنده بزرگی است . رنگ اصلی و مهم این کاشی ،زرد، سبز و قهوه ای می باشد .

در بنا های قدیمی تر ایلامی کاشی های رنگی با ردیف هایی از جانواران وهیولا ها برای تزیین درونی و شاید هم تزیین دیواره های بیرون به کار می رفته اند . غیر از  آن بنا های عظیم و با شکوه نابوکا نزاز(562_604 ق.م) در بابل با تزیینات آجر های لعابدار که  صف های طولانی از گاو هاو شیر ها واژدها را نشان می دهند به ا

حتمال قریب به یقین در تزیین کاخ شوش نیز بی تاثیر نبوده اند . در شوش نیز مانند پاسارگاد تالار« آپادانا» تحت حمایت فرشتگان نیکوکار قرار گرفته و تصویر بعضی از آنها در میان برگهای خرما و گل های پنج پر قرار داشت. به این موضوع ها که طبق سنن قدیم نقش می شد، تصاویری از سربازان جاویدان نیز اضافه می گردید که گویا داریوش با این سربازان جاویدان در لشکر کشی به مصر هنگام پیروزی کمبوجیه بر آن کشور شرکت داشت و از طرفی این سربازان برای به دست آوردن تاج شاهی نیز به داریوش کمک کرده اند.

کاخ شوش پس از آتش سوزی، مدتی به جهت سکونت مورد استفاده واقع نگردید ولی پایتختی به اهمیت شوش نمی توانست برای مدت زیادی از اقامت شاه در آن محروم باشد. به همین علت عملا در ربع آخر قرن پنجم پیش از میلاد، یک کاخ بسیار کوچک در گوشه جنوبی شهر بنا گردید که « دیولافوآ» آن را «دژ» نامیده تصور کرده است که محل اقامت شاهزاده ای بوده است. ولی چند کتیبه و نشانه های دیگر حاکی از این است که در این دژ، اردشیر اول و داریوش دوم، تالار ستوندار کوچکی بنا کردند که جای آپادانای سابق را گرفته و در عین حال یک تالار پذیرایی و یا میهمانسرا نیز در کنار اتاقهای مسکونی پادشاه قرار داشت. به احتمال زیاد قطعات سنگهایی که نقش برجسته دارند و در شوش بدست آمده اند مربوط به این کاخ کوچک می باشد.برای نخستین بار در شوش تمام تزیین محل اقامت شاهنشاه از سنگ هایی است که دارای نقوش برجسته ان، ولی هنرمند برای حفظ سنتهای پیشین در هنر هیچوقت نتوانسته است خود را از یکنواختی نجات دهد.با وجوداین هنر سنگ تراشی هرروز ظریف تر شده و از طرفی نیز احتمال می رود که سنگ تراشی «آتن» تاثیری در نقوش برجسته ی شوش گذاشته است.حرکت ملیح خدمتگذاری که بشقاب مرغابی پخته را در دست گرفته و تمایل جان بخشیدن به چین لباس ها و که زیر آن باد افتاده یا چین خورده و پوزه ی شیر غران که کاملا از روی طبیعت نقش شده و به کار بردن شیوه ی مخصوص سنگ تراشی که نقوش برجسته را از زمینه ی مجلس جدا می سازد، تماما اصولی است که در یونان باستان متدال بوده و احنمالا اینگونه شیوه ی کار،از آنجا به ایران را یافته است.البته این موضوع که هریک از نقوش برجسته تا چه اندازه از هنر های دیگر تاثیر پذیرفته است،هنوز کاملا روشن نیست ولی اگر به کتیبه ی داریوش مراجعه شود متوجه خواهیم شد که یونانی های آسیای صغیر در کاخ شاه فقط مامور تراشیدن ستون ها و پایه ستون ها و سر ستون ها بوده اند که این ستون ها از دهکده ی ابیرآدو در ایلام آورده می شد.

بابراینريا،کار اصلی حجاران یونانی آسیای صغیر در دربار هخامنشی منحصر به تراشیدن ستون ها بود.

 

آرامگاه کوروش

 وقتی از جاده به خرابه های پاسارگاد نزدیک می شویم،اولین اثر مهمی که از شهر و پایتخت قدیم پادشاهان هخامنشی جلب توجه می کند آرامگاه کوروش است.این آرامگاه در مغرب دهکده مادر سلیمان واقع شده که سقف آن به صورت شیروانی یا بام دو پشته ای به وسیله ی سنگ های تراشیده شده چهار گوش پوشیده شده است.

این مقبره،اطاق کوچکی است که بر قاعده اش شش طبقه سنگی قرار دارد و هر طبقه از طبقه زیرین کوچکتر ساخته شده است.بطوری که پله ها با اندازه های مختلف این قبر را در برگرفته اند.مساحت کل بنا156 متر مربع(13در12 متر)می باشد.

طبقه اول این مقبره که بند تر از سایر طبقه هاست،70/1 متر ارتفاع داشته و طبقه ی دوم و سوم هر یک 3/1 متر و سه طبقه دیگر هر کدام 55 سانتیمتر بلندی دارند.عرض سکوهای اطراف مقبره حدود نیم متر را نشان می دهد.روی هم رفته این مقبره از سطح زمین تا کف اطاق ارامگاه 35/5 متر بلندی داشته و اگر بخواهیم ارتفاع کل مقبره را مشخص بکنیم حدود 11 متر می باشد.پس از عبور از سکو ها به درب تنگ و کوتاهی به عرض یک متر و بلندی 30/1متر که در طرف شمال ساخته شده است می رسیم.بعد از ورودی،یک دهلیز به درازای 30/1 متر به چشم می خورد که در انتهای آن،اطاق اصلی به ابعاد 3 در 2 متر ساخته شده است.دیوارهای اطاق را سنگ های تراشیده شده سفید دربرگرفته و دو پارچه سنگ بزرگ حجاری شده نیز سقف آن را تشکیل می دهد که تا کف اطاق حدود 10/3متر ارتفاع دارد.این مقبره از نظر سبک معماری به ویژه پلان،قابل مقایسه با«زیگورات چغازنبیل»می باشد.ولی پوشش شیروانی آن پوشش خرپشته ای شکل معبد اورارتوها را در«موساسیر»به یاد می آورد.روی همین اصل در پوشاندن سقف مقبره کوروش،معماران هخامنشی از معماری اورارتوها،خصوصا از معبد موساسیر تاثیر پذیرفته اند.

پارچه سنگ های تراشیده شده چهار گوش که در اطاق این مقبره به کار برده شده است،در شیوه کاملا مشخص عصر هخامنشی،با بت های دم چلچله ای سربی یا آهنی به هم متصل شده که از نظر سبک معماری شایان توجه می باشد.

در جریان حمله اسکندر مقدونی به ایران باکتریا (بلخ)و هند،گویا با وجودی که مغان با گرفتن روزانه یک گوسفند و ماهیانه یک اسب،پیوسته از آرامگاه کوروش،بنیانگزار امپراطوری هخامنشی پاسداری می کردند،ولی آشوبگران یونانی به آن دست برده و اشیا درون آن را به تاراج برده اند.

به احتمال زیاد در عصر هخامنشی،حفاظی سقف مقبره را می پوشاند،چنان که برخی از پایه های آن هنوز دیده می شود.در تعیین ماهیت مقبره کوروش«استرابون»چنین می نویسد: هنگامی که اسکندر از پاسارگاد می گذشت از مقبره کوروش دیدار نمود.و در جای دیگر اضافه می کند مقبره کوروش در برج میانه بالایی،در باغی متوسط قرار داشت.بخش زیرین برج مزبور استوار بود و بر بالای آن سقف زده بودند.در زیر آن سقف اطاقی بود که مدخلی بسیار کوچک داشت.

در سال 1961.م آرامگاه دیگری شبیه مقبره کوروش اما در اندازه ی کوچکتر به وسیله ی لویی واندربرگ در بزپر واقع در جنوب غربی شیراز شناسایی گردید.این مقبره بر روی یک سکوی چهار پله قرار گرفته و سقف آن همانند مقبره کوروش به شکل شیروانی می باشد.ارتفاع کل بنا که از تخته سنگ های بزرگ کاملا تراشیده شده ساخته شده است،45/4 متر،دارازای آن،10/5 متر و پهنای آن 40/4 متر را نشان می دهد و اطاقی که در داخل مقبره از سنگ های چهار گوش بنا گردیده،205 سانتیمتر بلندی،220 سانتیمتر درازا و 155 سانتیمتر پهنا دارد.

با مقایسه این مقبره با آرامگاه کوروش در پاسارگاد و شباهت زیاد آنها از نظر عناصر معماری و پلان به یکدیگر،چنین به نظر می رسد که این مقبره نیز در عصر هخامنشی ساخته شده و مربوط به یکی از پاداشاهان و یا شاهزادگان این عصر می باشد و شاید هم آرامگاه کوروش اول،جد کوروش بزرگ باشد که از 640 تا600 پیش از میلاد در پارس حکومت می کرده است.

البته رد درون آرامگاه کوروش هیچگونه نوشته ای بر جای نمانده است ولی بطوری که بعضی از مورخین یونانی چون هرودوت  و پلی بیوس نوشته اند. دو لوح نوشته به خط میخی به این شرح در داخل قبر بوده است:

«ای انسان من هستم کوروش پسر کمبوجیه، موسس سلطنت ایران و پادشاه تمام مشرق زمین، به این مقبره من رشک مبر»

«ای انسان هرکی باش از هرجا که بیایی زیرا می دانم خواهی آمد، من کوروشم که برای پارسیان دولت وسیع را بنا کرده ام پس به این مشتی خاک که تن مرا می پوشاند رشک مبر»

آریستوبول، یکی از همراهان و نزدیکان اسکندر، درباره شرح آرامگاه کوروش چنین می نویسد: آرامگاه موسس سلسله شاهان پارس در وسط یکی از باغ های شاهی واقع است که در آن آب جاری است. درختان زیاد ، سبزه و چمن آن را احاطه کرده است، این مقبره به شکل برج مربع کم ارتفاعی است که درختان کهن بر آن سایه انداخته اند.در قسمت فوقانی بنا، اطاقی است که تابوت کوروش در آن جای دارد و سقف آن با سنگ پوشیده شده و به وسیله در تنگی ، در آن داخل می شوند.یک تخت و یک مرد با جام هایی که در آن باید به افتخارخدایان ، باده گساری کرد و همه از طلای ناب ساخته شده در آنجا قرار دارند، بعلاوه طشت بزرگ و زرین برای شست و شو و مقدارزیادی لباس های گرانبهای کوروش و جواهر نیز در آنجا است و به وسیله یک پلکان داخلی به اطاقی که روحانیان حافظ بنا در آن منزل دارند ، مربوط می گردد.بالای سر در مقبره به خط و زبان پارسی باستان چنین نوشته شده است،« ای انسان من کوروش پسر کمبوجیه هستم من دولت پارس را تاسیس کردم و بر تمام ممالک آسیا فرمانروایی نمودم. این مقبره را از من دریغ مدار».