۱- هنر از دیدگاه امام
هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی ، اقتصادی، سیاسی، نظامی است، هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالو صفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی ، فرهنگ عدالت و صفا، لذت می برند. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهانخواران شرق و غرب و در راس آنها آمریکا و شوروی، را بیاموزد.
هنرمندان ما تنها زمانی می توانند بی دغدغه، کوله بار مسئولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکا به غیر ، تنها و تنها در چهار چوب مکتبشان به حیات جاویدان رسیدند.
صحیفه امام- جلد 21- صفحه 145
۲
- فلسفه ایران دوره قبل از اسلام
آیین مزدیسنا / آیین مهر / آیین مانی
----------------------------------
- آیین مزدیسنا یا فلسفه زردشت:
نامدارترین متفکر ایران باستان زردشت، یا زرتشت است. برخی از محققان وی را موجودی افسانه ای انگاشته اند و بعضی او را تا مرتبه خدایی بالا برده اند.قول مشهور آن است که وی حدود اواسط قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد دیده به جهان گشوده.کتاب مقدس زردشت« اوستا» نام دارد که کتاب دینی زردشتیان است.
مقارن ظهور زردشت ایرانیان به دو گروه متخاصم و با دو جهان بینی مخالف در مقابل یکدیگر قرار گرفته بودند.«اقبال لاهوری» متفکر و شاعر پاکستانی در این باره نوته است : در پرتو ناچیز خاور شناسی کنونی، ایرانیان باستان را می بینیم که به هنگام ظهور زردشت به دو جناح بخش شده اند: پیروان نیروهای خوب خودی و هواداران نیروهای بد بیگانه.زردشت نیز پا در میدان این پیکار می نهد و با شور اخلاقی خود،پرستش دیوان بیگانه را منسوخ می کند و شعایر دشوار کاهنان مغ را از رواج می اندازد.( در این زمان آریاییان ایران، دست از خانه به دوشی برداشته و زندگی کشاورزی آغاز کرده بودند.اقوامی که هنوز خانه به دوش بودند به آنها حمله می کردند و دست به چپاول می زدند.از جمله نتیجه های این ستیزه تقسیم خدایان به دو بخش-دواها«دیوها» و اهوراها- بود.دیوها خدای متاجاوزان به شمار آمدند و اهوراها خدای آریاییان ایرانی)
اصول فلسفه زردشت به قرار زیر است:
الف: اهورامزدا و اهریمن (نور و ظلمت):
زردشت، ارواح نیک مورد پرستش گذشتگان را وحدت بخشید و آن را «اهورا مزدا» (خدای نور و نیکی ها) نام نهاد.همچنین ارواح بد را یگانه شمرد و «اهریمن»(خدای ظلمت و بدی ها) نامکید.
ب:یکتا پرستی:
برخی از محققان زردشت را دوگانه پرست خوانده اند که وی در اصل بنیادی، یعنی اهورامزدا و اهریمن را وجود دوگانه یک وجود ازلی(خدای یکتا) می داند. بنابراین زردشت از نظر دینی یکتاپرست است و از نظر فلسفی دوگرا.
ج:جهان شناسی و اخلاق:
به نظر زردشت واقعیت ها دو بخشند : هستی (نور) و نیستی (ظلمت).
هستی ها یا مجموعه آفریده های خوب از خدای خوبی ها، یعنی اهورامزدا سرچشمه گرفته اند و نیستیها یا مجموعه آفریده های بد از روح بد پسند اهریمن بدکنش زاده شده اند. جهان میدان نزاع و کشاکش نیرو های خوب و بد (نیروهای اهورایی و اهریمنی) است.سرانجام این ستیزه شکست نیروهای بد از نیروهای خوب و پیروزی اهورامزدا بر اهریمن خیره سر خواهد بود. وظیفه انسان در این نزاع آن است که جانب نیکی را بگیرد و علیه بدی به پیکار برخیزد.به نظر زردشت راه راستین زیستن و برترین قانون اخلاقی همین است: گرایش به نیکی و احتراز از بدی.
د: سرنوشت انسان:
روح ونهاد انسان آفریده خداست.اگر آدمی با پلیدی ها به پیکار برخیزد و با سپاه اهریمن بجنگد به زندگی جاودان دست می یابد و به «اصل روشنایی» می پیوندد و اگر به بدی ها روی آورد اسیر ظلمت ابدی و تیره بختی همیشگی خواهد شد.
و: کشاورزی و تقدس عناصر چهارگانه :
چون کشاورزی اساس زندگی مادی آریاییان بود،زردشت کشاورزی و آب و زمین(خاک) را مقدس شمرد و بهترین جای زمین را آنجا دانست که سبز و خرم باشد و اعلام داشت: آن کس که دانه می افشاند راستی را می پراکند.برای جلوگیری از آلودگی خاک بود که زردشت به پیروان خود دستور داد جسد مرده را در خاک ننهند و آن را در بنایی استوانه ای شکل بدون سقف(دخمه) قرار دهند تا طعمه لاشخوران گردد.همچنین زردشت آتش را به عنوان مقدس ترین عناصر گرامی شمرد.به نظر وی آتش ،نشان هستی نورانی اهورامزدا(خدای متعال) است، بنابراین باید آن را پیوسته در «آتشکده ها» فروزان نگه داشت و از آلودگی آن جلوگیری کرد.
- آیین مهر (میتراییزم):
مهرپرستی وجهی از آیین زردشت به شمار می آید.مهرپرستان، مهر (خورشید) را خدای «نور» می دانستند و مورد پرستش قرار می دادند.آنها روح انسانی را بخشی از وجود خدا می پنداشتند و برای پیوستن روح به خدا آداب و عباداتی خاص انجام می دادند ،از جمله آداب مذهبی آنها قربانی کردن گاو بود.آیین مهر پرستی از اول یا دوم میلادی در امپراطوری روم شرقی رواج یافت کلیسای مسیحی با آن به مبارزه پرخاست و در قرن پنجم آن را نابود کرد.
- آیین مانی:
مانی اوایل قرن سوم میلادی (215 یا 216م) در سرزمین قدیمی بابل متولد شد و به سال 276 میلادی به دستور شاپور ساسانی مصلوب گردید.پدر و مادر وی ایرانی بودند.مانی ابتدا مسیحی بود سپس عقاید زردشت را مطالعه کرد و نصمیم به اصلاح آن گرفت.به هند رفت و با فلسفه بودا آشنا شد و سرانجام آیین ،یا فلسفه ای عرضه کرد که آمیخته ای از اندیشه های زردشتی، بابلی بود. او بودایی و مسیحی بود.
فلسفه مانی: اصول فلسفه مانی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
الف: نور و ظلمت:
اشیا مرکب از دو اصل جاویدانند: نور و ظلمت. نور، اصل «نرینگی مذکر» طبیعت است و ظلمت، اصل «مادینه یا مونث» آن به نظر مانی«قضا» و «زمین» جاویدانند و همیشه بوده اند.
ب: شیطان،مرکز فعالیت عالم:
شیطان نخست زاده ظلمت است و منشا فعالیت عالم به شمار می رود.این موجود پلید از لحظه ای که زاده شد و به خطه شکوهمند پادشاه «نور» حمله ور گردید.پادشاه نور برای مقابله با او «انسان نخستین» را آفرید.انسان نخستین پس از ستیزه ای فرساینده شکست خورد و شیطان ، عناصر نور را به ظلمت آمیخت. پادشاه نور به قصد نجات ذرات نور ، جان را پدید آورد.بدین گونه مانی نخستین حکیمی بود که جهان را معلول فعالیت شیطان و اساسا بد دانست.
ج: راه رستگاری:
برای رستگاری باید روشنی را از تاریکی جدا کرد.بدین معنی که فساد و بدی راه مربوط به تاریکی هستند، از خود دور کرد و از لذات دنیوی مانند خوردن گوشت و شراب و جمع مال و مخصوصا ازدواج و تولید مثل، خوداری ورزید.
د: مزدک و فلسفه او :
مزدک،فیلسوف جامعه گرای و مردم گرای ایران باستان در عصر انوشیروان ساسانی(قرن ششم میلادی) زاده شده . مزدک همانند مانی، اشیا را معلول آمیزش دو اصل مستقل و جاویدان می دانست: اصل شید(روشنایی) و اصل تار (تاریکی).اما برخلاف مانی او معتقد بود که آمیزش و جدایی نهایی این دو،امری تصادفی است و از اختیار انسان بیرون است و قطع نسل در این جدایی دخالتی نمی تواند داشته باشد.
«ممتازترین جنبه فلسفه مزدک ،مردم گرایی اوست.مزدک می گفت که همه افراد انسان برابرند، ولی دیوان بدخواه که می خواهند جهان خدایی را صحنه بی نوایی بی پایان گرداتتد، با جعل مفهوم مالکیت انفرادی، مرم را با یکدیگر بیگانه و دشمن می سازند.« با این اندیشه بود که مزدک مرام اشتراکی را پیشنهاد می کرد و سرمایه داری را محکوم می ساخت.» مزدک و پیروان وی به تحریک موبدان زرتشتی و به امر انوشیروان نابود شدند.
منبع: کلیات فلسفه / مولف: دکتر اصغر دادبه
------------------------------------------------------------------------------------------------------
۲- فلسفه ایران دوره قبل از اسلام
آیین مزدیسنا / آیین مهر / آیین مانی
----------------------------------
- آیین مزدیسنا یا فلسفه زردشت:
نامدارترین متفکر ایران باستان زردشت، یا زرتشت است. برخی از محققان وی را موجودی افسانه ای انگاشته اند و بعضی او را تا مرتبه خدایی بالا برده اند.قول مشهور آن است که وی حدود اواسط قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد دیده به جهان گشوده.کتاب مقدس زردشت« اوستا» نام دارد که کتاب دینی زردشتیان است.
مقارن ظهور زردشت ایرانیان به دو گروه متخاصم و با دو جهان بینی مخالف در مقابل یکدیگر قرار گرفته بودند.«اقبال لاهوری» متفکر و شاعر پاکستانی در این باره نوته است : در پرتو ناچیز خاور شناسی کنونی، ایرانیان باستان را می بینیم که به هنگام ظهور زردشت به دو جناح بخش شده اند: پیروان نیروهای خوب خودی و هواداران نیروهای بد بیگانه.زردشت نیز پا در میدان این پیکار می نهد و با شور اخلاقی خود،پرستش دیوان بیگانه را منسوخ می کند و شعایر دشوار کاهنان مغ را از رواج می اندازد.( در این زمان آریاییان ایران، دست از خانه به دوشی برداشته و زندگی کشاورزی آغاز کرده بودند.اقوامی که هنوز خانه به دوش بودند به آنها حمله می کردند و دست به چپاول می زدند.از جمله نتیجه های این ستیزه تقسیم خدایان به دو بخش-دواها«دیوها» و اهوراها- بود.دیوها خدای متاجاوزان به شمار آمدند و اهوراها خدای آریاییان ایرانی)
اصول فلسفه زردشت به قرار زیر است:
الف: اهورامزدا و اهریمن (نور و ظلمت):
زردشت، ارواح نیک مورد پرستش گذشتگان را وحدت بخشید و آن را «اهورا مزدا» (خدای نور و نیکی ها) نام نهاد.همچنین ارواح بد را یگانه شمرد و «اهریمن»(خدای ظلمت و بدی ها) نامکید.
ب:یکتا پرستی:
برخی از محققان زردشت را دوگانه پرست خوانده اند که وی در اصل بنیادی، یعنی اهورامزدا و اهریمن را وجود دوگانه یک وجود ازلی(خدای یکتا) می داند. بنابراین زردشت از نظر دینی یکتاپرست است و از نظر فلسفی دوگرا.
ج:جهان شناسی و اخلاق:
به نظر زردشت واقعیت ها دو بخشند : هستی (نور) و نیستی (ظلمت).
هستی ها یا مجموعه آفریده های خوب از خدای خوبی ها، یعنی اهورامزدا سرچشمه گرفته اند و نیستیها یا مجموعه آفریده های بد از روح بد پسند اهریمن بدکنش زاده شده اند. جهان میدان نزاع و کشاکش نیرو های خوب و بد (نیروهای اهورایی و اهریمنی) است.سرانجام این ستیزه شکست نیروهای بد از نیروهای خوب و پیروزی اهورامزدا بر اهریمن خیره سر خواهد بود. وظیفه انسان در این نزاع آن است که جانب نیکی را بگیرد و علیه بدی به پیکار برخیزد.به نظر زردشت راه راستین زیستن و برترین قانون اخلاقی همین است: گرایش به نیکی و احتراز از بدی.
د: سرنوشت انسان:
روح ونهاد انسان آفریده خداست.اگر آدمی با پلیدی ها به پیکار برخیزد و با سپاه اهریمن بجنگد به زندگی جاودان دست می یابد و به «اصل روشنایی» می پیوندد و اگر به بدی ها روی آورد اسیر ظلمت ابدی و تیره بختی همیشگی خواهد شد.
و: کشاورزی و تقدس عناصر چهارگانه :
چون کشاورزی اساس زندگی مادی آریاییان بود،زردشت کشاورزی و آب و زمین(خاک) را مقدس شمرد و بهترین جای زمین را آنجا دانست که سبز و خرم باشد و اعلام داشت: آن کس که دانه می افشاند راستی را می پراکند.برای جلوگیری از آلودگی خاک بود که زردشت به پیروان خود دستور داد جسد مرده را در خاک ننهند و آن را در بنایی استوانه ای شکل بدون سقف(دخمه) قرار دهند تا طعمه لاشخوران گردد.همچنین زردشت آتش را به عنوان مقدس ترین عناصر گرامی شمرد.به نظر وی آتش ،نشان هستی نورانی اهورامزدا(خدای متعال) است، بنابراین باید آن را پیوسته در «آتشکده ها» فروزان نگه داشت و از آلودگی آن جلوگیری کرد.
- آیین مهر (میتراییزم):
مهرپرستی وجهی از آیین زردشت به شمار می آید.مهرپرستان، مهر (خورشید) را خدای «نور» می دانستند و مورد پرستش قرار می دادند.آنها روح انسانی را بخشی از وجود خدا می پنداشتند و برای پیوستن روح به خدا آداب و عباداتی خاص انجام می دادند ،از جمله آداب مذهبی آنها قربانی کردن گاو بود.آیین مهر پرستی از اول یا دوم میلادی در امپراطوری روم شرقی رواج یافت کلیسای مسیحی با آن به مبارزه پرخاست و در قرن پنجم آن را نابود کرد.
- آیین مانی:
مانی اوایل قرن سوم میلادی (215 یا 216م) در سرزمین قدیمی بابل متولد شد و به سال 276 میلادی به دستور شاپور ساسانی مصلوب گردید.پدر و مادر وی ایرانی بودند.مانی ابتدا مسیحی بود سپس عقاید زردشت را مطالعه کرد و نصمیم به اصلاح آن گرفت.به هند رفت و با فلسفه بودا آشنا شد و سرانجام آیین ،یا فلسفه ای عرضه کرد که آمیخته ای از اندیشه های زردشتی، بابلی بود. او بودایی و مسیحی بود.
فلسفه مانی: اصول فلسفه مانی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
الف: نور و ظلمت:
اشیا مرکب از دو اصل جاویدانند: نور و ظلمت. نور، اصل «نرینگی مذکر» طبیعت است و ظلمت، اصل «مادینه یا مونث» آن به نظر مانی«قضا» و «زمین» جاویدانند و همیشه بوده اند.
ب: شیطان،مرکز فعالیت عالم:
شیطان نخست زاده ظلمت است و منشا فعالیت عالم به شمار می رود.این موجود پلید از لحظه ای که زاده شد و به خطه شکوهمند پادشاه «نور» حمله ور گردید.پادشاه نور برای مقابله با او «انسان نخستین» را آفرید.انسان نخستین پس از ستیزه ای فرساینده شکست خورد و شیطان ، عناصر نور را به ظلمت آمیخت. پادشاه نور به قصد نجات ذرات نور ، جان را پدید آورد.بدین گونه مانی نخستین حکیمی بود که جهان را معلول فعالیت شیطان و اساسا بد دانست.
ج: راه رستگاری:
برای رستگاری باید روشنی را از تاریکی جدا کرد.بدین معنی که فساد و بدی راه مربوط به تاریکی هستند، از خود دور کرد و از لذات دنیوی مانند خوردن گوشت و شراب و جمع مال و مخصوصا ازدواج و تولید مثل، خوداری ورزید.
د: مزدک و فلسفه او :
مزدک،فیلسوف جامعه گرای و مردم گرای ایران باستان در عصر انوشیروان ساسانی(قرن ششم میلادی) زاده شده . مزدک همانند مانی، اشیا را معلول آمیزش دو اصل مستقل و جاویدان می دانست: اصل شید(روشنایی) و اصل تار (تاریکی).اما برخلاف مانی او معتقد بود که آمیزش و جدایی نهایی این دو،امری تصادفی است و از اختیار انسان بیرون است و قطع نسل در این جدایی دخالتی نمی تواند داشته باشد.
«ممتازترین جنبه فلسفه مزدک ،مردم گرایی اوست.مزدک می گفت که همه افراد انسان برابرند، ولی دیوان بدخواه که می خواهند جهان خدایی را صحنه بی نوایی بی پایان گرداتتد، با جعل مفهوم مالکیت انفرادی، مرم را با یکدیگر بیگانه و دشمن می سازند.« با این اندیشه بود که مزدک مرام اشتراکی را پیشنهاد می کرد و سرمایه داری را محکوم می ساخت.» مزدک و پیروان وی به تحریک موبدان زرتشتی و به امر انوشیروان نابود شدند.
منبع: کلیات فلسفه / مولف: دکتر اصغر دادبه