ای گذرگاه ایتالیا
که شاهد پیروزی آزادگان و آزاده مردان
بر خیل سپاه پارسیان
و بر حکم سرنوشت بودی،
بر تو افتخار باد!
.....
به راستی ،
که مقدم پارسیان،
شما را
بار دهشتناک رنج به ارمغان داشت،
و آوای دیر پای مصیبت در پی
همچو گاو میشی خشمگین،
که گاه پنجه بر پیکر این،
و زمانی دندان بر اندام آن حیوان دارد،
کینه ای لجام باخته
به قوم یونانی،
کینه ای خانمانسوز
به فرهنگ و مدنیت یونان،
خیل پارسیان را
هماره،
در دل زبانه می کشید
بنگرید،
اسبان و شپاهیان فرو افتاده بر خاک را
نظاره کنید،
ارابه های درهم کوفته،
و خیمه های فرو افتاده را،
که راه گریز
بر مغلوبان بسته دارند
بنگرید،
آن خودکامه رای،
که رنگ باخته و ژولیده موی،
به جلو داری گریزپایان
دست یازده است
نظاره گر باشید،
پیکر دلیر مردان یونان را
که به خون خصم
آغشته و رنگین است
خونی،
مصیبت بار بر پارسیان،
که در تار میغی فرساینده و رنجبار
از کشته پشته ساخت
در پهنه رزم
........
منبع : کتاب شاعران قرن 19 ایتالیا